تبليغاتX
راه نو - 6-چرا پاسخ نمیگوییم؟؟
مطالبی که در زیر میخوانید برگرفته از کتاب مقالات و رسائل در مباحث متنوعه‏ اثر دکتر علی مراد داودی است که با تلخیص و به صورت نکته هایی در زیر قرار میگیرد.((تلخیص از صفحات 145 تا 164))

1- این نشانه ها و اعتراضات همگی نشان از عظمت امر دارند و هم مهر تصدیقی بر دیانت بهایی میزند زیرا اگر کلامی و حرفی و مطلبی موثر نباشد نیازی نیست بر آن ردی بنویسند یا ایرادی بگیرند.و این نشانه ی اثر بخشی است و نشانه توجه مردم است که معاندین را به این امر واداشته است.به همین جهت است که ما بدمان نمیاید بلکه خوشحالم میشویم و هر کتاب یا ردی را در مورد دیانت بهایی نشانه ای از این میدانیم که مردم بار دیگر متوجه قدرت دیانت بهایی شده اند و نباید تصور کرد که اینها تمام میشود بلکه بیشتر هم میشود.

2- هر زمان که این موارد زیاد شود نشان از آن است که امر بهایی بیشتر نفوذ پیدا کرده ، بیشتر ترویج شده است.و به خاطر همین پیشرفتها دامنه این معاندتها نیز بیشتر میشود.

3- احبا میدانند که نباید تا جزوه ای یا کتابی در رد دیانت بهایی نوشته شد به ان پاسخ گویی کنند زیرا دیانت بهایی دین مقابله نیست.البته آن مطالب را میخوانند و میبینند و در مورد آن تحقیق میکنند و به طور مختصر با دلیل و برهان حقیقت مطالب را بیان میکنند.

4- مثلا در جایی مینویسند که دیانت بهایی به معاد و جهان بعد اعتقادی ندارند.احبا به این مطلب جوابگویی میکنند منتهی به این ترتیب که معاد و آخرت را در دین بهایی روشن میسازند و از بیانات حضرت بهاالله و عبدالبها مداراکی قرار میدهند تا ایرادات وارده را روشن سازند. یعنی روشی که در پیش میگیرند روش ایجابی است روش اثباتی است روش نفی نیست روش حمله و نیست و مقابله ای انجام نمیدهند.

5- مسائل تاریخی نشان میدهد که ایراد را با ایراد جواب گفته اند و سعی کرده اند حریف را مقلوب کنند.و این مسائل چیزی جز مجادله پیش نمیاورد و از همان دم پیشرفت روحانی و معنوی و حقیقی دین متوقف میشود.بازار احتجاج که گرم شد بازار جهاد اعم از جهاد ظاهری و جهاد معنوی،حسب اقتضای زمان از کار افتاده ، کساد پیدا کرده و سیر دیانت متوقف شده است.دیانت بهایی نمیخواهد خود را دچار چنین وضعی کند.وضعی که در دوران اسکولاستیک قرون وسطی گریبانگیر مسیحیت شد و در قرن سوم و چهارم هجری و شاید اواخر قرن دوم اسلام را از پیشرفت معنوی خود باز داشت.و دسته بندی و فرقه بازی را حتی به داخل دیانت کشانید.اهل بها اینرا از تاریخ آموخته اند و میدانند که اگر خود را با جدل و مغلوب کردن حریف سرگرم کنند در همان حین قبول کرده اند که پیشرفت دینشان متوقف شده به همین خاطر اینکار را نکرده و نمیکنند.

6- ما نمیخواهیم به این وضع دچار شویم و خصمانه به طرف مقابل پاسخ گویی کنیم زیرا دینی که اساسش صلح و صفاست این موارد در آن جایی ندارد و باید دعا کنیم که این موارد از دین ما دور شود.

7- وقتی 2 نفر با یکدیگر روبرو میشوند قصد غلبه بر همدیگر را دارند و هر طرف سعی میکند دیگری را به صورت خصمانه از میدان به در کند.حال به هر عنوان و هر دستاویزی شده مهم نیست و در بسیاری از موارد از حقایق امور صرف نظر میکنند و با آنکه با این حقایق مواجه میشوند آنرا نادیده میگیرند.زیرا ممکن است عنوان کردن آن بهانه ای به طرف مقابل بدهد.یک زور آزمایی است و هرکسی سعی میکند ابتدا نقطه ضعفی از طرف مقابل پیدا کند و از همان نقطه شروع میکند و از نقاط قوت صرفنظر میکند.چـــــــــــــــــــرا؟؟

8- زیرا قصدش منکوب کردن است قصدش غلبه است وقتی که اینطور شد پیداست که روش این افراد تحری حقیقت نیست.تعلیم اول دیانت بهایی تحری حقیقت است ، حقیقت را باید تحری کرد حقیقت را باید جستجو کرد .کسی که میخواهد به هر ترتیبی شده غالب شود ولو با چشم پوشی از حقایق چظور میتواند نام کار خود را "تحری حقیقت بگذارد؟؟

9- اگر این موارد در روی صحنه باشد مانند فیلم یا شو میشود و هرکسی سعی میکند بر دیگری غالب شود. هر کسی میخواهد خود را نقش اول فیلم معرفی کند، هر کسی سعی میکند حرف را از طرف مقابل بقاپد و اگر دیگران نمیدانستند باید بدانند که او نقش اول است حق در این میدان با اوست.و چیزی که در این میدان پوشانده میشود خود حقیقت است.در اغلب این نمایشات دقت کنید کسانی که با ما بحث میکنند خود را طوری نشان میدهند که انگار برتری و برد با آنهاست و مارا شخصی ضعیف میخوانند.و البته وقتی این نمایش در جلوی جمع اجرا شود هر کسی سعی میکند خود را در مقابل حضار جلوه دهد.و در چنین حالتی زبان بازی ، تردستی ، چیره دستی و پشت هم اندازی پیش میاید.به این ترتیب که آنقدر مطلب به صورت رگبار برای طرف مقابل قرار دهد که فرد مقابل مهلت پیدا نکند مطالب را بخواند و برسی نماید. و وقتی میخواهد در آنها تامل کند مهلت را از او میگیرند اینها همش بازی است اینها همه نمایش است و اولین ضرری که حاصل میکند از میان بردن معنی صحیح "تحری حقیقت" است. ما نمیخواهیم خود را به همچون دامی بیاندازیم زیرا قصد ما ترتیب دادن نمایش نیست.

10- نتیجه این مجادله چه خواهد بود؟یا مغلوب میشویم که به ضرر ما خواهد بود و یا پیروز میشویم که باز هم به ضرر ما خواهد بود .چرا؟؟ چون شخصی را که مغلوب کردیم به این سبب از ما خوشش نمیاید ، شما وقتی کسی را زمین میزنید مخصوصا وقتی که کسانی ناظر این امر باشند ، کینه ای در دل او ایجاد میکنید اورا تحریک میکنید و همیشه منتظر فرصتی هست برای انتقام گیری بنابراین او در همان دم دشمن شماست.و با این روش تعداد دشمنان ما زیاد میشود و در واقع ایجاد خصومت میکنیم.و این با دینی که اساس آن الفت و محبت است در تضاد است.

11- حال ممکن است عدم پاسخ گویی را از ترس بدانند اشکال ندارد و آنرا قبول میکنیم.چرا؟؟زیرا تاریخ دیانت ما نشان میدهد ما با ترس آشنایی نداریم ، کسانی که کشته شدن را پذیرفتن ، کسانی که غارت شدن را قبول کردند ، زیر بار هرگونه فشار و مشقت و محنت و زحمتی رفته اند برای اینکه تدین خود را اثبات کنند و هرگز نمیتوان گفت آنها ترسیده اند.

12- همیشه مردم یک قاعده کلی برای رفتارشان در پیش گرفته اند و آن قاعده کلی آن است که هدف را حاصل کنند.آن هدف اگر به نظرشان درست باشد از هر روش و وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکنند تا به آن برسند.همین قدر مهم است که هدف برای آنها خوب جلوه کند دیگر مهم نیست وسیله رسیدن به آن هدف چه باشد .هدف که موجه باشد وسیله نیز موجه میشود حال هرچه میخواهد باشد.((هدف وسیله توجیه میکند)) ما هدفمان درست است پس وسیله ای هم که استفاده میکنیم تا به آن هدف دست پیدا کنیم باید درست باشد هر چند که رسیدن به هدف را طولانی تر بگرداند.ولی خود را تضییع نمیکنم تا به هدفمان برسیم چون اصل خود انسان است و همه مقاصد اخلاقی هم برای انسان است.

www.saghar.org

+ نوشته شده توسط یک بهایی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 17:28 |