امروز عالم بشر محتاج وحدت عالم انسانی است.محتاج صلح عمومی است واین اساس عظیم را یک قوّۀ عظیمه لازم تا ترویج یابد.این واضح است که وحدت عالم انسانی وصلح عمومی به واسطۀ قواء مادیه ترویج نشود ، به واسطۀ قوّۀ سیاسی تأسیس نگردد،چه که فوائد سیاسیه ملل مختلف است ومنافع دول متفاوت ومتعارض وبه واسطۀ قوۀ جنسی ووطنی نیز ترویج نشود،چه که این قواءبشریه است وضعیف،ونفس اختلاف جنس وتباین وطن مانع از اتّحادواتّفاق است.معلوم است ترویج این وحدت عالم انسانی که جوهر تعلیم مظاهر مقدسه است ،ممکن نیست مگر به قوّۀ روحانیه،مگربه نفثات روح القدس. سایر قوا ضعیف است،نمی تواند ترویج نماید.ازبرای انسان دوبال لازم است ،یک بال قوّۀ مادیّه ومدنیّت جسمانیه است،یک بال قوّۀ روحانیه ومدنیّت الهیّه است. به یک بال پرواز ممکن نیست،دوبال لازم است.هرقدر مدنیّت جسمانیه ترقّی کند،بدون مدنیّت روحانیه به کمال نرسد.
خداوند عالم جمیع را از تراب خلق فرموده،جمیع را از یک عناصر خل کرده،کلّ را از یک سلاسه خلق نموده،جمیع را در یک زمین خلق کرده و در ظلّ یک آسمان خلق نموده و در جمیع احساسات مشترک خلق فرموده،هیچ تفاوتی نگذاشته،جمیع را یکسان خلق کرده،جمیع را رزق می دهد،جمیع را می پروراند،جمیع را حفظ می فرماید،به جمیع مهربان است،در هیچ فضل و رحمتی تفاوتی بین بشر نگذاشته.تفریق نمی فرماید که این مؤمن است یا آن مؤمن نیست.راحم کلّ و رازق کلّ است.این صفت رحمانیت الهیّه است.لهذا نمی توانیم نفسی را بر نفسی ترجیح بدهیم،زیرا خاتمه مجهول.مادام که خدا به کلّ مهربان است،ما چرا نامهربان باشیم.مادام خدا با کلّ با وفا است،ما چرا بی وفا باشیم.مادام خدا با کلّ به رحمت معامله می کند،ما چرا به قهر و غضب معامله کنیم.این است سیاست الهیّه،البته اعظم از سیاست بشریّه است زیرا بشر هر قدر عاقل باشد،ممکن نیست که سیاست او اعظم از سیاست الهی باشد.پس ما باید متابعت سیاست الهیّه کنیم.جمیع ملل و خلق را دوست داشته باشیم.به جمیع مهربان باشیم و جمیع را برگ و شکوفه و ثمر یک درخت دانیم،زیرا جمیع از سلالۀ یک خاندان،از اولاد یک آدم،امواج یک دریا،جمیع سبزۀ یک چمن،جمیع در پناه یک خدا.نهایت این است که یکی علیل است باید معالجه نمود،جاهل است باید تعلیم کرد،در خواب است باید بیدار کرد،بیهوش است باید هوشیار نمود.لهذا سزاوار چنین است که برحسب نبوّات کتب مقدسه شرق و غرب متحد شوند و زمانی بیاید که گرگ و میش از یک چشمه بنوشند و باز و کبک در یک لانه و آشیانه زندگانی نمایند و شیر و آهو در یک چمن چرا نمایند،بلکه انشاءالله عالم انسانی راحت جوید.باید جمیع ماها بکوشیم و جانفشانی کنیم و متحمّل هر مشقّتی شویم تا آنکه صلح عمومی تأسیس یابد،وحدت عالم انسانی جلوه نماید.عداوت مابین ادیان باید به کلی محو گردد،ظلم و اعتساف برداشته شود و بالعکس نهایت الفت و محبّت جاری گردد.احبّای الهی باید در عالم وجود رحمت ربّ ودود گردند و موهبت ملیک غیب و شهود.نظر را پاک نمایند و. . . همیشه به این فکر باشند که خیری به نفسی رسانند و محبّت و رعایتی و مودّت و اعانتی به نفسی نمایند.دشمنی نبینند و بدخواهی نشمرند. . . اغیار را یار دانند و بیگانه را آشنا شمرند. . . الیوم مقرّب درگاه کبریا نفسی است که جام وفا بخشد و اعدا را درّ عطا مبذول دارد.
