" عذر خواهی و عفو "
حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب ايقان ميفرمايند :
" از خاطئان در کمال استيلاء در گذرد و طلب مغفرت نمايد و بر عاصيان قلم عفو در کشد و بحقارت ننگرد زيرا حُسن خاتمه مجهول است . ای بسا عاصی که در حين موت بجوهر ايمان موفّق شود و خمر بقا چشد و بملأ اعلی شتابد و بسا مطيع و مؤمن که در وقت ارتقای روح تقليب شود و باسفل درکات نيران مقرّ يابد " .
( ص ١٥٠ ط ١٩٣٣ مصر )
٢ - " با يکديگر در کمال رحمت و محبّت و رأفت سلوک نمائيد اگر خلافی از نفسی صادر شود عفو فرمائيد . با کمال حبّ او را متذکّر داريد . سخت مگيريد و بر يکديگر تکبّر و عُجب نکنيد " ٠
( ص ١٣٢ فضائل اخلاق )
٣ - " هر ظلمی که از ظالمی ظاهر شد او را بنفس حقّ واگذاريد . عدل الهی مهيمن و محيط است"
( ص ٣ - ١٥٢ ج ٧ آثار قلم اعلی )
حضرت عبدالبهاء در مفاوضات مبارکه ميفرمايند :
١ - " اگر شخصی بديگری تعدّی نمايد متعدّی عليه بايد عفو نمايد امّا هيئت اجتماعيّه بايد محافظه حقوق بشريّه نمايد " ٠
( قطعه ٧٧ )
و باز در مفاوضات ميفرمايند :
٢ - " اگر کسی بر نفس من تعدّی کند و ظلم و جفا روا دارد و زخم بر جگر گاه زند ابداً تعرّض ننمايم بلکه عفو نمايم ولی اگر کسی بخواهد باين سيّد منشادی تعدّی کند البتّه ردع و منع نمايم "
( قطعه ٧٧ )
مجدّد تأکيدميفرمايند : " امّا بشخص من اگر اذيّت نمايد عفوش کنم " .
٣ - " بايد با يکديگر در نهايت الفت و محبّت باشيد . بهيچ وجه از يکديگر دور و مکدّر نگرديد زيرا وقايع جزئيّه عَرَض است زائل ميشود . اگر از يکی قصوری بظهور رسد ديگران عفو کنند . بروی او نيارند آنوقت خدا هم از قصور آنها چشم خواهد پوشيد " .
( ص ٢٧٨ ج ٢ بدائع الآثار )
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
١ - " درباره استيناف خواهی بهترين طريقه بنظر هيکل مبارک آنستکه از هر دو طرف دعوی خواسته شود عفو و اغماض نمايند " ٠
( ص ٢٠ نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب )
٢ - " شايد بزرگترين امتحانی که افراد بهائی بايستی بگذرانند در نحوه رفتار با بهائيان ديگر است ولی بخاطر حضرت مولی الورای آنها بايستی هميشه آماده باشند که خطاهای يکديگر را ببخشند و برای سخنان درشتی که ادا کرده اند معذرت بخواهند . ببخشند و فراموش کنند " ٠
( ص ٣٠ نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب )
