" قناعت "
حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :
١ - " اَصْلُ الْعِزَّةِ هُوَ قَنَاعَةُ الْعَبْدِ بِمَا رُزِقَ وَ الْاِکْتِفَاءُ بِمَا قُدِّرَلَهُ "
( لوح مبارک اصلُ کلِّ الخيرِ نسخه خطّ جناب زين المقرّبين )
٢ - " اَنِ الْزَمِ الْقَنَاعةَ فِي کُلّ الْاَحْوَالِ بِهَا تَسْلَمُ الْنّفْسُ مِنَ الْکِسَالَةِ وَ سُوْءِ الْحَالِ " .
( لوح مبارک طبّ - ص ٢٢٣مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه )
٣ - " ای ساذج هوی حرص را بايد گذاشت و بقناعت قانع شد زيرا که لازال حريص محروم بوده و قانع محبوب و مقبول " .
( ق ٥٠ کلمات مکنونه )
٤ - " ای پسران دانش چشم سر را پلک بآن نازکی از جهان و آنچه در اوست بی بهره نمايد ديگر پرده آز اگر بر چشم دل فرود آيد چه خواهد نمود " .
( ص ٢٦٣ مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه و ص ٦ دريای دانش )
٥ ١ " جان گنجينه راز منست او را بدست آز مسپاريد " .
( ص ٢٦٥ مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه و ص ٨ دريای دانش )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
١ - " قناعت در هر موردی محبوب است حتّی در تجارت . مقصد سهولت معيشت است زيرا ثروت موقّت است و توسيع دائره تجارت سبب پژيشانی حال و عاقبت ندارد " .
( ص ٢٢٩ج ٥ مائده آسمانی ط ١٢٩ )
٢ - " اسراف هميشه انسان را ملول و سرگردان نمايد . من اگر می بينيد بعضی تعارفات و مخارجات مينمايم جميع محض اداء وظائف دينيّه و ملاحظات امراللّه است بعد نتائج آنها معلوم خواهد شد . در ايّام بغداد و ادرنه من کلاه و لباس چند ساله ای که تار و پودش از هم گسسته بود داشتم و ابداً راضی بقرض نميشدم حال هم اگر نظر به بعضِ امور و ملاحظات نبود ، محقّر تر و ارزانتر محلّی از محلّات اين شهر ميگرفتم . هر چيزی برای رفع احتياج است حتّی خوراک ولی زياده از احتياج سبب افسردگی و کسالت و منتهی بمرض و علّت گردد " ٠
( ص ٥ - ٣٢٤ ج ٢ بدائع الآثار )
٣ - " ممکن نيست که از برای اهل عالم قناعت حاصل شود مگر بقوّه ايمان ..." ٠
( ص ٥٤ ج ٤ مکاتيب حضرت عبدالبهاء )
