" محبّت اللّه "
حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند :
" قَدْ تَکَلّمَ لِسَانُ قُدْرَتي فِي جَبَرُوْتِ عَظَمَتِي مُخَاطِباً لِبَرِيِّتي اَنِ اعْمَلُوْا حُدُوْدِي حُبّاً لِجَمَالِي طُوْبَی لِحَبِيْبٍ وَجَدَ عَرْفَ الْمَحْبُوْبِ مِنْ هَذَهِ الْکَلِمَةِ الَّتِي فَاحَتْ مِنْهَا نَفَحَاتُ الْفَضْلِ عَلَی شَأنٍ لَا تُوْصَفُ بِالْاَذکَارِ. "
( k 4 )
و نيز ميفرمايند :
٢ - " مَنْ فَازَ بِحُبِّي حَقَّ لَهُ اَنْ يَقْعُدَ عَلَی سَرِيْرِ الْعِقْيَانِ فِي صَدْرِ الْاِمْکَانِ وَ الَّذِي مُنِعَ عَنْهُ لَوْ يَقْعُدَ عَلَی الْتُّرَابِ اِنَّهُ يَسْتَعِبْذُ مِنْهُ اِلَی اللّهِ مَالِکِ الْاَدْيَانِ . "
( k 36 )
٣ - " اِنَّ حُبَّهُ لَهُوَ الْاِکْسِيْرُ الْاَعْظَمُ وَ الْاِکْلِيْلُ الْاَفْخَمُ وَ بِهِ تَنْقَلِبُ معَادِنُ الْقُلُوْبِ بِالذّهَبِ الْاِبْرِيْزِ " .
( ص ٢٠٦ ج ٥ آثار قلم اعلی )
٤ - " يَا ابْنَ الْاِنْسَانِ کُنْتُ فِي قِدَمِ ذَاتِي وَ اَزَلِيّةِ کَيْنُوْنَتِي عَرَفْتُ حُبّي فِيْکَ خَلَقْتُکَ وَ اَلْقَيْتُ عَلَيْکَ مِثَالِي وَ اَظْهَرْتُ لَکَ جَمَالي " .
( ق ٣ کلمات مکنونه )
٥ - " يَا ابْنَ الْاِنْسَانِ اَحْبَبْتُ خَلْقَکَ فَخَلَقْتُکَ فَاَحْبِبْنِي کَيْ اَذْکُرَکَ وَ فِي رُوْحِ الْحَيَاتِ اُثَبِتُکَ " .
( ق ٤ کلمات مکنونه )
٦ - " يَا ابْنَ الْوُجُودِ اَحْبِبْنِي لِاُحِبّکَ اِنْ لَمْ تُحِبَّني لَنْ اُحِبّکَ اَبَداً فَاعْرِفْ يَا عَبْدُ " .
( قطعه ٥ کلمات مبارکه مکنونه )
٧ - " يَا ابْنَ الْوُجُوْدِ رِضْوَانُکَ حُبّي وَ جَنَّتُکَ وَصْلِي فَادْخُلْ فِيْهَا وَ لَا تَصبِرْ هَذَا مَا قُدِّرَ لَکَ فِي مَلَکُوْتِنَا الْاَعَلَی وَ جَبَرُوْتِنَا الْاَسْنَی "
( قطعه ٦ )
٨ - " يَا ابْنَ الْبَشِر اِنْ تُحِبَّ نَفْسِي فَاعْرِضْ عَنْ نَفْسِکَ وَ اِنْ تُرِدْ رِضَائِي فَاغْمِصْ عَنْ رِضَائِکَ لِتَکُوْنَ فِيَّ فَانِياً وَ اَکُوْنَ فِيْکَ بَاقِياً
٩ - يَا ابْنَ الْوُجُوْدِ حُبِّي حِصْنِي مَنْ دَخَلَ فِيْهِ نَجَا وَ اَمِنَ وَ مَنْ اَعْرَضَ غَوَی وَ هَلَکَ " .
( ق ٩ کلمات مبارکه مکنونه )
١٠ - " يَا ابْنَ الْبَيَانِ حِصْنِي اَنْتَ فَادْخُلْ فِيْهِ لِتَکُوْنَ سَالِماً حُبّی فِيْکَ فَاعْرِفْهُ مِنْکَ لِتَجِدَنِي قَرِيْباً " .
( قطعه ١٠ کلمات مبارکهمکنونه)
١١ - " يَا ابْنَ الْمَنْظَرِ الْاَعْلَی اَوْدَعْتُ فِيْکَ رُوْحاً مِنّي لِتَکُوْنَ حَبِيْباً لِي لِمَ تَرَکْتَنِي وَ طَلَبْتَ مَحْبُوبَاً سِوَائي " .
( ق ١٩ کلمات مبارکه مکنونه)
١٢ - " يَا ابْنَ الْوُجُوْدِ اعْمَلْ حُدُوْدِي حُبَّاً لِي ثُمَّانْهَ نَفْسَکَ عَمَّا تَهْوَی طَلباًلِرِضَائِي "
( ق ٣٨ کلمات مبارکه مکنونه )
١٣ - " يَا ابْنَ الْاِنْسَانِ لَا تَتْرُکْ اَوَامِرِي حُبّاً لِجَمَالِي وَ لَا تَنْسَ وَصَايَايَ ابْتغَاءً لِرِضَائي " .
( ق ٣٩ کلمات مکنونه )
١٤ - " رأسُ التِّّجَارَةِ هُوَ حُبّيبِهِ يَسْتَغْنِي کُلُ شَیءٍ عَنْ کُلِّ شَيءٍ وَ بِدُوْنِهِ يَفْتَقِرُ کُلُ شَي ءٍ عَنْ کُلِّ شَي ءٍ وَ هَذَا مَا رُقِمَ مِنْ قَلَمِ عِزٍ مُنِيْرٍ " ٠
( لوح مبارک اصل کلّ الخير – ص ٥ - ٣٤ مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه )
١٥ - " علّت آفرينش ممکنات حبّ بوده چنانچه در حديث مشهور مذکور که ميفرمايد کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِيّاًفَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَي اُعْرَفَ لهذا بايد جميع بر شريعت حبّ الهی مجتمع شوند بقسميکه بهيچوجه رائحه اختلاف در ميان احباب و اصحاب نوزد"
(ص ٤٠٩ادعيه حضرت محبوب )
١٦ - " اگر نفسی جذوه نار محبت الهی در قلبش باشد بآنچه از سماء مشيّت ربّانی نازل شده عمل مينمايد و مُنْقَطِعاً عَنْ کُلِّ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ و مُسْتَقَرّاً عَلَی بِسَاطِ السُّکُوْنِ وَ مُوْقِنَاًبِاَمْرِ اللّهِ وَ مُسْتَغْنِياً عَمّا سِوَاهُ خود را مشاهده مينمايد " ٠
( ص ٣٣ کتاب بديع )
١٧ - " اگر عباد رشحی از محبّت الهی را ذوق نموده بودند و اللّهِ در بيت ها مقرّ نمی گرفتند بلکه در کوهها ناله مينمودند . اينست که کلّ مشغول بحکمت شده اند يعنی بآنچه سبب حفظ نفس امّاره ميشود . اگر قطره ای از کأس محبّت اللّه ميآشاميدند البتّه صدهزار حکت را بنار ميسوختند " ٠
( ص ٣٨٥ ج ٣ امروخلق )
١٨ - " باسم محبوب آفاق ايدوستان هر چيز مرغوب قيمتی را سارقان از عقب بوده بايد لئالی محبّت الهی را که افضل و الطف و احسن جواهرات عالَم است بکمال جدّ و جهد در خزائن قلوب محفوظ داريد براستی ميگويم دزدان در کمينگاه مترصّدند تا فرصت يابند و بغارت مشغول گردند . بايد جميع به حافظ حقيقی متمسّک شوند تا از شرور نفس امّاره محفوظ مانند وَ اللّهُ يَقُوْلُ الْحَقَّاِنَّهُ لَهُوَ الْمْبَيِّنُ الْحَکِيْمُ " ٠
( ص ٢٥ ج ٥ آثار قلم اعلی )
* * *
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
١ - " محبّت را مراتب اربعه مذکور و مشهور اوّل محبّت مِنَ اللّه اِلَی الْعَبْدِ است آيه يُحِبُّهُمْ ( ١ ) شاهد اين مطلب . ثانی محبّت مِنَ اَلْعَبْدِ اِلَی الرَّبِّ است وَ يُحِبّوْنَهُ ( ٢ ) دليل اين مقام . ثالث مِنَ الْعَبْدِ اِلَی الْعَبْد است آيه رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ( ٣ ) حجّت اين مقال . رابعاً مِنَ الْحَقِّ اِلَی اَلْحَقِّاست فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ ( ٤ ) ثبت اين مآل . محبّت مظهر نفْس اللّه و مطلع الهام هر چند مِنَ العَبْدِ اِلَی العَبدِاست ولی بحقيقت مِنَ الْخَلْقِ اِلَی الْحَقِّ است چه که مَنْ اَحَبَّهُ فَقَدْ اَحَبَّ اللّهَ " ٠
( ص ٧ - ٢٤٦ ج ٥ مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع - ( ١ ) و (٢) در آيه ٥٧ سوره مائده - (٣) آيه ٢٩ سوره فتح - (٤) حديث قدسی )
٢ - " يَا اَحِبّاءَ اللّهِ کُوْنُوا مَظَاهِرَ مَحَبّةَ اللّهِ وَ مصَابِيْحَ اَلْهُدَی فِي الْآافَاقِ مُشْرِقِيْنَ بِنُوْرِ الْمَحَبَّةِ وَ الْوِفَاقِ وَ نِعَمَ الْاِشْرَاقُ هَذَا الْاِشْرَاقُ هَذَا الْاِشْرَاقُ " ٠
( ص ٢٠٩ ج ٣ امر و خلق )
٣ - " حقيقت الوهيّت بر جميع کائنات بمحبّت طلوع نموده زيرا محبّت اعظم فيض الهی است . مصدر ايجاد محبّت است اگر محبّت الهی نبود هيچ کائنی بساحت وجود قدم نمی نهاد و از فيض الهی است که در ميان جميع کائنات محبّت و الفت است " ٠
( ص ٨٧ حيات بهائی )
٤ - " بعرفان حقّ نور محبّت اللّه در زجاجه قلب برافروزد و اشعه ساطعه اش آفاق را روشن نمايد و وجود انسان را حيات ملکوتی بخشد و فی الحقيقه نتيجه وجود انسانی محبّة اللّه و محبّةاللّه روح حياتست و فيض ابديست . اگر محبّة اللّه نبود عالَم امکان ظلمانی بود . اگر محبّة اللّه نبود قلوب انسان مرده و محروم از احساسات وجدانی بود . اگر محبّة اللّه نبود کمالات عالَم انسانی محو و نابود بود . اگر محبّة اللّه نبود ارتباط حقيقی در نشأه انسانی نبود . اگر محبّةاللّه نبود اتّحاد روحانی مفقود بود . اگر محبّة اللّه نبود نور وحدت عالَم انسانی مخمود بود . اگر محبّةاللّه نبود شرق و غرب مانند دو دلبر دست در آغوش يکديگر نمی نمود . اگر محبّة اللّه نبود اختلاف و انشقاق بدل بايتلاف نميگشت . اگر محبّة اللّه نبود بيگانگی به يگانگی منتهی نميشد . اگر محبةاللّه نبود اغيار يار نميشد و محبّت عالم انسانی اشراقی از محبّة اللّه و جلوه ای از فيض موهبةاللّه است و واضح است که حقائق نوع انسان مختلف است و آراء متباين و احساسات متفاوت و اين تفاوت آراء و افکار و ادراکات و احساسات بين افراد نوع انسان منبعث از لوازم ذاتی است زيرا تفاوت در مراتب وجود کائنات از لوازم وجود است که منحلّ بصوَر نا متناهی است پس محتاج به يک قوّه کليّه هستيم که آن غالب بر احساسات و آراء و افکار کلّ گردد و بآن قوّت اين اختلاف را حُکمی نماند و جميع افراد را در تحت نفوذ وحدت عالَم انسانی در آرد و اين واضح و مشهود است که اعظم قوّت در عالَم انسانی محبّة اللّه است . ملل مختلفه را بظلّ خيمهء يگانگی آرد و شعوب و قبائل متضاده و متباغضه را نهايت محبّت و ايتلاف بخشد..." .
( از قطعه آخر کتاب مبارک مفاوضات )
٥ - " محبّت بر چند قسم است يک قسم محبّت عائله ای است و اخوّت جسمانی اين کفايت نکند چه بسيار شده که در ميان عائله ای نهايت عداوت و بغضا حاصل گشته پس معلوم شد که محبّت و اخوّت عائله کفايت نکند و همچنين محبّت و اخوّت جنسی آن نيز کفايت نکند چه بسيار واقع شده که در ميان ملّت و جنسی عداوت بدرجه ای رسيده که خون يکديگر را ريخته اموال يکديگر را غارت نموده اند . قِسم ديگر محبّت و اخوّت وطنی است چه بسا هموطنان که بعداوت يکديگر برخاسته اند و خانمان يکديگر را خراب کرده اند پس اخوّت و محبّت وطنی هم کفايت نکند و قسمی محبت و اخوّت نوعی است چه بسيار نزاع و جدال که در نوع و قبيله ای از قبائل حاصل شده پس محبّت و اخوّت نوعی نيز کفايت ننمايد و نتائج اينها جميع محدود و موقّت است نه سبب تربيت روح و مسرّت جان و وجدان . پس بايد محبّت الهی و اخوّت روحانی در ميان باشد که بنفثات روح القدس حاصل ميشود و نتائجش غير محدود و ابدی است و هرگز تبديلی پيدا نکند و مادام در ملّتی اين اخوّت و محبّت موجود ترقيّات روحانی و جسمانی آنها غير محدود است و در اين اخوّت و محبّت جان فدای يکديگر نمايند زيرا اين اخوّت و محبّت ملکوتی با حيات ابدی توأم است جدائی ندارد . نورانيّت عالَم انسانی باين است . عزّت عالَم انسانی باين محبّت است و علويّت عالَم انسانی منوط بچنين اخوّت . پس اميدوارم که شما باين محبّت تشبّث نمائيد . سبب ظهور اين محبّت شويد . مطلع اشراق اين اخوّت گرديد وسيله انتشار اين نفحات باشيد تا فيوضات حضرت بهاءاللّه در عالَم انسانی ظاهر شود و عنايات الهيّه احاطه کند . اميدوارم که چنين تأييدی يابيد " .
( ص ٦ - ٣٥ج ٢ بدائع الآثار )
٦ - " محبّت اللّه حقيقت فضائل عالَم انسانيست . بآن طينت بشر پاک ميشود . بمحبّت اللّه از نقائص عالَم انسانی نجات می يابد . بمحبّت اللّه ترقّی در عالَم فضائل ميکند . محبّت اللّه سبب نورانيّت عالم ميشود . محبّت اللّه از برای جميع بشر سبب وحدت ميشود . محبّت اللّه درمان هر دردی است و محبّت اللّه مرهم هر زخمی . محبّت اللّه سبب سعادت عالَم بشر ميشود . بمحبّت اللّه انسان حيات ابدی می يابد . بمحبّت اللّه سعادت سرمديّه می يابد . پس بايد ما جميع کوشش و جهدمان اين باشد که مظاهر محبّت اللّه باشيم "
( ص ١٢٦ قسمت اوّل مجموعه خطابات مبارک )
٧ - " چون نور محبّت اللّه در زجاجه قلب برافروزد آن روشنائی راه بنمايد و بملکوت کلمة اللّه برساند و امّا سبب ظهور محبّت اللّه ، بدان توجّه الی اللّه است " ٠
( ص ٧٤ ج ٣ منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء )

