" محبّت بخلق "
حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :
١ -" لَيْسَ الْفَخْرُ لِحُبِّکُمْ اَنْفُسَکُمْ بَلْ لِحُبِّ اِبْنَاءِ جِنْسِکُمْ وَ لَيْسَ الْفَضلُ لِمَنْ يُحِبُّ الْوَطَنَ بَلْ لِمَنْ يُحِبُّ الْعَالَمَ " ٠
( لوح مبارک حکمت - ص ٣٩ مجموعه الواح حضرت بهاءاللّه )
٢ - " ای اهل عالَم همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار بکمال محبّت و اتّحاد و مودّت و اتّفاق سلوک نمائيد " .
( ص ٢٠٣ ج ٣ امر و خلق )
٣ - " ای دوستان بمنزله سراج باشيد از برای عالَم ظلمانی و بمثابه نور باشيد از برای تاريکی با جميع اهل عالَم بکمال محبّت رفتار کنيد اجتناب و جدال و فساد کلّ در اين ظهور اعظم منع شده " .
( ص ١٠٨ دريای دانش )
٤ ١ " با جميع اهل عالَم برَوح و ريحان معاشرت نمايند چه که معاشرت سبب اتّحاد و اتّفاق بوده و هست و اتّحاد و اتّفاق سبب نظام عالَم و حيات اُمم است . طوبی از برای نفوسی که بحبل شفقت و رأفت متمسّکند و از ضغينه و بغضا فارغ و آزاد " ٠
( از طراز دوّم از لوح مبارک طرازات - ص ١٨ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی)
٥- " بهترين اعمال محبّت با اهل عالم است "
(ص ١١٢ ج ٨ مائده )
٦- " بايد به جميع ناس بکمال محبت و شفقت و بردباری معاشرت کند و تکلّم نمايد ".
(ص ١٢٤ ج ٣ امر و خلق )
٧- " طوبی از برای نفسی که در ليالی در فراش وارد شود در حالتی که قلبش مطهّر است از ضغينه و بغضا".
(ص ٢٠ مجموعه اشراقات )
٨- " محبّت کارهای عجيبه و عظيمه دارد نيّت خالص عمل خالص و ظهورات انقطاع و شؤونات آن کلّ از اين مصدر است يعنی از محبّت صادر و ظاهر و باهر و مشهود "
(ص ٣٤٨ ج ٤مائده آسمانی ط ١٢٩)
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:
١- " اِعْلَمْ حَقَّ الْيَقِيْنِاِنَّ الْمَحَبَّةَ سِرُّ البَعْسثِ $الاِلَهيَّ وَالمَحَبَّةَهِي التَّجَلِّی الرَّحْمانِيّ .اَلْمَحَبَّةُ هِي الَفْيضُ الرُّوحانِيّ .اَلمَحَبَّةُ هِيالنُّورُالمَلَکُوتِيّ. اَلمَحَبَّةُ هِي نَفَثاتُ رُوحُ القُدْس ِفِي الرُّوحِ الاِنسانِي. اَلمَحَبَّةُ هِي سَبَبُ ظُهُورِالَحّقِفِي عَالَمِ الاِمْکَانِي .اَلمَحَبَّةُ هِي الرَّوابطُ الضَّرُوريَّةُ المُنبَعِثَةُمِنْ حَقائِقِ الاَشيَاءِ بِايْجَادء اِلهِيّ . اَلمَحَبَّةُهِي وَسِيْلَةُ السَّعادَةِ الکُبْری فِي عَالَمِ الرُّوحانِيّ وَالجِسمانِيّ. اَلمَحَبَّةُ هِي نُورٌ يُهْدَی بِهِ فِي الغَيْبِ الظُّلْمانِيّ . اَلمَحَبَّةُ هِي الرَّابِطُةُ بَيْنَ الحَقِّ وَ الخَلْقِ فِي عَالَمِ الوِجْدَانِيّ. اَلمَحَبَّةُ هِي سَبَبُ التَّرَقِّي لَکُلِّ اِنْسانٍ نُورانِيّ . اَلمَحَبَّةُه هِي النَّامُوْسُ الاَعْظَمُ فِي هَذَا الکَوْنِ العَظِيمِ الاِلَهِيّ . اَلمَحَبَّةُ هِي النِّظامُ الوَحِيْدِ بَيْنَ الجَواهِرِالفَرْدَيَّةِ فِي التَّرْکيِبِ وَالتَّدْبِيْرِ فِي التَّحْقُقِ المادّيّ .اَلمَحَبَّةُ هِي القُوَّةُ الکُلِّيَّةُ الِمْغناطِيْسِيَّةُ بَيْنَ هَذَهِ الْسَّيَّاراتِ وَ النُّجُوْمِ السّاطِعَةِ فِي الاَوْجِ العَالِي .اَلمَحَبَّةُ هِي سَبَبُ الاِنْکِشافاتِ لِاَسْرَارِ المُودَعَةِ فِي الکَوْنِ بِفِکْرٍ ثَاقِبٍ غَيْرٍ مُتَنَاهِي . اَلمَحَبَّةُ هِي رُوْحُ الَحياتِ لِجِسْمِ الکَوْنِ الغَيْرِالمُتَنَاهِي . اَلمَحَبَّةْ هِي سَبَبُتَمَدُّنِ الاُمَمِ فِي هَذَهِ الحَيِوةِ الفَانِي . اَلمَحَبَّةُ هِي الشَّرَفُ الاَعْلَی لِکُلِّ شَعْبٍ مُتَعَالِي وَ اِذَا وَفَّقَ اللّهُ قَوْماً بِهَا يُصَلِّيَنَّ عَلَيْهِمْ اَهْلُ مَلَاء الاَعْلَی وَ اَهْلُ مَلَکُوتِ الاَبْهی وَ اِذَا خَلَتْ قُلُوْبُ قَوْمٍ مِنْ هَذَهِ السُّنُوحاتِ الرَّحْمانيّةِ المَحَبَّةِ الْاِلَهِيَّةِ سَقَطُوا فِي اَسْفَلِ دَرَکِ مِنَ الْهَلَاکِ وَ تَاهُوْا فِي بَيْدَاء الضَّلالِ وَ وَقَعُوْا فِي وَهْدَةِ الخَيْبَةِ وَ لَيْسَ لَهُمْ خِلالٌ اُوْلَئِکَ کَالْحَشَراتِ العَائِشَةِ فِي اَسْفَلِ الطَّبَقاتِ . يَا اَحِبَّاءَ اللّهِ کُونُوْا مَظَاهِرَ مَحَبَّةِ اللّهِ وَ مَصَابِيْحَ الهُدَی فِي الْآفاقِ مُشْرِقِيْنَ بِنُوْرِ الْمَحَبَّةِ وَ الوِفاقِ وَ نِعْمَ الاِشْراقُ هَذَا الاِشْراقُ ".
(ص ٩-٢٠٨ ج ٣ امر وخلق )
٢- " محبت نور است د رهر خانه بتابد و عداوت ظلمت است در هر کاشانه لانه نمايد ".
(ص ٤٣ قسمت اول خطابات مبارکه )
٣- " نظر به نقصان خلق نکنيد بديده کمال نظر نمائيد. هر چند ضعيف نادانند و سست در عهد و پيمان اماشما نظر به بزرگواری کنيد و خوشرفتاری نمائيد. عزّت و احترام داريد و رعايت و خدمت کنيد . خود را خادم دانيد .جميع خلق را مخدوم شمريد . خود را ناقص گوئيد و عالميان را کامل بينيد يعنی نوعی رفتار کنيد که شخص ناقص احترام انسان کاملی نمايد و حقيری در مقابل کبيری رفتار کند. اين است وصايای جمال مبارک و نصايح اسم اعظم روحی لعباده الفداء ".
(ص ٩٣ ج ٣ امر و خلق )
٤- " مهر و وفا وشفقت و محبت نصايح پيشينيان بوده در اين دور اعظم اهل بها بفداکاری و جانفشانی مامور. عدالت محبوب و مطلوب بوده و هست ولی مومنين و مومنات در اين عصرنورانی باين امر مامور ضَعْما يَنْفَعُکَ وَ خُذْ ما يَنْتَفِعُ بِهِ العِبادُ ".
(ص ٤-١٦٣ اخلاق بهائی )
٥- " زخم ستمکاران را مرحم نهيد و درد ظالمان را درمان شويد اگر زهر دهند شهد دهيد. اگر شمشير زنند شکر و شير بخشيد. اگر اهانت کنند اعانت نمائيد .اگر لعنت نمايند رحمت جوئيد . در نهايت مهربانی قيام نمائيد و باخلاق رحمانی معامله کنيد و ابدا بکلمه رکيکی در حقّشان زبان نيالائيد ".
(ص ٢٢٨ ج ٣ امر و خلق )
٦- " در هر دوری امر بالفت بود و حکم بمحبّت ولی محصور در دائره ياران موافق بود نه با دشمنان مخالف . اما الحمداللّه که در اين دور بديع اوامر الهيّه محدود بحدّی نه و محصور در طائفه ای نيست . جميع ياران را بالفت و محبّت و رعايت و عنايت و مهربانی بجميع امم امر ميفرمايد. حال احبّای الهی بموجب اين تعاليم ربانی قيام کنند . اطفال بشر را پدر مهربان باشند و جوانان انسان را برادر غمخوار گردند و سالخوردگان را اولاد جانفشان شوند. مقصود اين است که بايد با کلّ حتّی دشمنان بنهايت روح و ريحان مُحِبّ و مهربان بود . در مقابل اذيّت و جفا نهايت وفا مجری داريد و در موارد ظهور بغضاء بنهايت صفا معامله کنيد .سهم و سنان را سينه مانند آئينه هدف نمايند و طعن و شتم و لعن را بکمال محبت مقابلی کنيد تا جميع امم مشاهده قوّت اسم اعظم نمايند و کل ملل معترف بقدرت جمال قدم گردند که چگونه بنيان بيگانگی برانداخت و امم عالم را بوحدانيت و يگانگی هدايت فرمود و عالَم انسانی را نورانی کرد و جهان خاک را تابناک فرمود. اين خلق مانند اطفالند و بی باک و بی پروا . بايد بکمال محبت اين اطفال را تربيت کرد و در آغوش رحمت بمحبت پرورش داد تا شهد روحانی محبت رحمانی بچشند و مانند شمع دراين عالم ظلمانی بدرخشند ".
(ص ٦-٢٠٥ ج ١ مکاتيب حضرت عبدالبهاء)
٧- " سياست الهی مهربانی بجميع بشر بدون استثناء . آن سياست حقيقی است و اين روش شايان نفوس مقدسه رحمانيه "٠
(ص ٣٠٥ ج ٣ امر و خلق )
٨- " هواللّه ای احبّای الهی اساس ملکوت الهی بر عدل و انصاف و رحم و مروّت و مهربانی بهر نفْسی است پس بجان و دل بايد بکوشيد تا بعالَم انسانی مِن دون استثناء محبّت و مهربانی نمائيد مگر نفوسی که غرض و مرضی دارند .با شخص ظالم و يا خائن و يا سارق نميشود مهربانی نمود زيرا مهربانی سبب طغيان او ميگردد نه انتباه او . کاذب را آنچه ملاطفت نمائی بر دروغ ميافزايد گمان ميکند که نميدانی و حال آنکه ميدانی ولی رأفت کبری مانع ازاظهار است "
(ص ٢١١ ج ٣ مکاتيب )
٩- " عداوت و دشمنی بعضی نفوس را بهانه ننمائيد و از آنچه مکلّف به آن هستيد از مودّت جميع نفوس و مهربانی با جميع خلق و صداقت با کلّ بشر و خيرخواهی عموم اهل عالم از هر ملت و مذهب و آئين رو بر نگردانيد "٠
(ص ١١٥ فضائل اخلاق )
١٠- " بايد ياران الهی مجذوب و مفتون يکديگر باشند و جانفشانی در حقّ يکديگر کنند . اگر نفسی از احبّا بديگری برسد مانند آن باشد که تشنه لبی بچشمه آب حيات رسد و يا عاشقی بمعشوق حقيقی خود ملاقات کند ".
(ص ١٦٤ اخلاق بهائی )
حضرت وليّ امرالله ميفرمايند :
" مردم هرگز امر عزيز الهی را نخواهند پذيرفت مگر آنکه در جامعه امر درست همان چيزی را بيابند که جهان امروز فاقد و عاری از آن است يعنی محبّت و يگانگی " .
(ص ٢٩ نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب )
*بنصوص قسمت " خدمت بخلق " نيز مراجعه شود *

