از جمله اموری که سبب اتحاد و اتفاق می گردد و جمیع عالم یک وطن مشاهده می شود،آن است که السن مختلفه به یک لسان منتهی گردد و همچنین خطوط عالم به یک خطّ.از اوامر حضرت بهاءالله اینست که باید جمیع ملت از اهل معارف و علوم اتفاق کرده،یک لسانی انتخاب یا ایجاد نمایند و آن را جمیع آکادمیهای عالم قبول نمایند،یعنی یک کنگره بین المللی مخصوص تشکیل دهند و از هر ملّتی نمایندگان و وکلاء دانا در آن جمیع حاضر گردند و صحبت و مشورت نمایند و رسماً آن لسان را قبول کنند و بعد از آن در جمیع مدارس عالم تعلیم اطفال کنند.
این امر در کتاب اقدس چهل سال پیش < = سال 1871 میلادی> نازل شده و مضمون آن این است: مسئلۀ لسان بسیار مشکل شده،زیرا لسان بسیار است و اختلاف حاصل شده بین جمیع اقوام و طوائف و تا وحدت لسان حاصل نگردد،ائتلاف مشکل و معاملات مختل است.هر انسان محتاج به لسانهای بسیار است تا بتواند به جمیع بشر معامله و معاشرت و ملاقات نماید و این مستحیل است. . .پس بهتر این است یک لسان ایجاد و یا انتخاب شود تا آنکه لسان عمومی باشد.در این صورت انسان به دو لسان محتاج است: یکی لسان وطنی،یکی لسان عمومی.به لسان وطنی خودش با قوم خود گفتگو نماید،اما به لسان عمومی با جمیع عالم محاوره نماید و محتاج لسان ثالث نمی باشد و جمیع بشر با یکدیگر بدون مترجم الفت و مصاحبت می نمایند.تا لسان عمومی تأسیس و ترویج نشود،ارتباط تام بین بشر حاصل نگردد،زیرا سوءتفاهم مانع الفت است و این جز به وحدت لسان زائل نشود.به سبب اختلاف لسان،اهل شرق عموماً از معلومات اهل غرب و اهل غرب از معلومات اهل شرق بی خبرند،اما به واسطه لسان عمومی شرق افاضه از غرب نماید و غرب اقتباس انوار از شرق تواند و سوءتفاهم بین ادیان زائل شود.پس لسان واحد از اعظم وسایل الفت و ترقی است در عالم انسانی و سبب نشر معارف و معاونت و معاشرت عمومی.
