"مقام انسان و مقام مومن "
حضرت بهاءاللّه در کتاب عهدی ميفرمايند:
١- " مقام انسان بزرگ است چندی قبل اين کلمه عليا از مخزن قلم ابهی ظاهر. امروز روزيست بزرگ و مبارک آنچه در انسان مستور بوده امروز ظاهر شده و ميشود . مقام انسان بزرگ است اگر بحقّ و راستی تمسّک نمايد و بر امر ثابت و راسخ باشد. انسان حقيقی بمثابه آسمان لدی الرّحمن مشهود شمس و قمر سمع و بصر و انجم او اخلاق منيره مضُيئه مقامش اعلی المقام و آثارش مربّی امکان ".
٢- " امروز روز ظهور مقامات انسانيست جهد نمائيد تا از شما ظاهر شود آنچه لايق هست ".
(ص ٣٧ ج ٧ آثار قلم اعلی )
٣- " مقام انسان بلند است اگر بانسانيّت مزيّن والّا پست تر از جميع مخلوق مشاهده ميشود " .
(ص ١ دريای دانش )
٤- " انسان طلسم اعظم است ولکن عدم تربيت او را از آنچه با اوست محروم نموده . بيک کلمه خلق فرمود و بکلمه اخری بمقام تعليم هدايت نمود و بکلمه ديگر مراتب و مقاماتش را حفظ فرمود. حضرت موجود ميفرمايد انسان را بمثابه معدن که دارای احجار کريمه است مشاهده نما به تربيت جواهر آن بعرصه شهود آيد و عالم انسانی از آن منتفع گردد "
( لوح مبارک مقصود ص ٩٦ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی )
٥- " اگر انسان بانسانيت ظاهر شود از مَلَک افضل است و دون آن از حيوان پست تر ".
(ص ٢٢٨ ج ٧ آثار قلم اعلی )
٦- " هر قلبی قابل وديعه حُبّ الهی نبوده و نخواهد بود چنانچه هر ارضی لايق انبات رياحين بديعه نبوده و نيست مگر قلب انسان که لازال حامل امانت رحمن و مَنْبِت سنبلات حکمت و تبيان بوده . فَتَبَارَکَ الرَّحْمنُ ذُوْ الْفَضْلِ وَالاِحْسَانِ . ولکن هر که بصورت بشر ،لايق منظر اکبرنه و از انسان بين يدی اللّه محسوب نخواهد بود چه که هر نفسی از خلع عرفان عاری ماند از بهائم عنداللّه مذکور"
(ص ٣٣ ج ٨مائده آسمانی )
٧- " قسم بحُزن جمال ذوالجلال که از برای مقبل مقامی مقدّر شده که اگر اقلّ مِنْ سَمِّاِبْرَة از آن مقام براهل ارض ظاهر شود جميع از شوق هلاک شوند . اينست که در حيات ظاهره مقامات مؤمنين از خود مؤمنين مستور شده ".
(ص ١٥٥ مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاءالله)
٨- " يا اَهْلَ الْبَهَاءِ اَنْتُمْ نَسَائِمُ الرَّبِيعِ فِي الآفاقِ بِکُمْ زَيَّناً الاِمْکَانَ بِطَرَازِ عِرْفَانِ الرَّحْمنِ وَ بِکُمْ ابْتَسُمْ ثَغْرُ الْعَالَمِ وَ اشْرَقَتِ الْاَنْوَارُ ....".
(ص ١٥٨ ظهور عدل الهی )
٩- " ای دوستان قدر و مقام خود را بدانيد ...شمائيد انجُم سماء عرفان و نسائم سحرگاهان . شمائيد مياه جاريه که حيات کلّ معلّق بآن است و شمائيد احْرُف کتاب ".
(ص ١٥٨ ظهور عدل الهی )
١٠- " يَا اَهْلَ الْبَهَاءِ قَدْ جَرَی کَوْثَرُ الْحَيَوَانِ لِاَنْفُسِکُمْ اَنِ اشْرَبُوْا مِنْهُ بِاسْمِي رَغْمَاً لِلَّذِيْنَ کَفَرُوْا بِاللّهِ مَالِکِ الْاَدْيَانِ ".
(ص ١٥٩ ظهور عدل الهی )
١١ - " طُوبَی لِاَهْلِ الْبَهَاءِ حقّ شاهد و گواه که اين جمع قرّةٌ عين خلقتند و نور ديده ابداع و فطرت . بوجود آنان عوالم الهی زينت يافته و لوح محفوظ سبحانی بطراز بديع مطرّز گرديده است ".
(ص ١٥٩ ظهور عدل الهی - ترجمه مصوّب )
١٢- " لَوْ کَشَفَ الْغِطَاءُ لَيِنْصَعِقُ مِنْ فِي الْاِمْکَانِ مِنْ مَقَامَاتِ الَّذِيْنَ تَوَجَّهُوْا اِلَی اللّهُ وَانْقَطَعُوْا فِي حُبِّهِ عَنِ الْعَالَمِيْنَ ".
( ص ١٦٠ ظهور عدل الهی )
١٣- " قُلْ اِنَّ الَّذِي لَمْ تَنْتَشِرْ مِنْهُ نَفَحَاتُ قَمِيْصِ ذکْرِ رَبِّهِ الرَّحْمنِ فِي هَذَا الزَّمَانِ لَنْ يَصْدُقَ عَلَيْهِ اسْمُ الْاِنْسَانِ اِنَّهُ مِمَّنِ اتَّبَعَ الْهَوَی سَوْفَ يَحِدُ نَفْسَهُ فِي خُسْرَانٍ عَظِيْمٍ ".
(لوح ناپلئون سوم - ص ١٠٨ الواح نازله خطاب بملوک )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
١- " در انسان دو مقام است يک مقام انسانيّت که تعلّق بعالم بالا دارد و فيض ربوبيّت است . يک مقام حيوانيّت که تعلّق بعالم ناسوت دارد يعنی جنبه حيوانی . مثلا غضب و شهوت و حرص و ظلم و جفا اينها از خصائص حيوانيست همينطور علْم و حلْم و وفا و جود و سخاء و عدل از فضائل عالم انسانی است "
(ص ٩٧ قسمت اول مجموعه خطابات حضرت عبدالبهاء)
٢- " مقام انسان نهايت قوس نزول و بدايت قوسِ صعود است که مقابل مرکز اعلی است ديگر از بدايت تا نهايت قوس صعود مراتب روحانيّه است . قوس نزول را ابداع خوانند و قوس صعود را اختراع نامند. قوس نزول بجسمانيّات منتهی گردد و قوس صعود بروحانيّات ".
(از قطعه ٨١ "مسأله تناسخ " در مفاوضات مبارکه )
٣- " در انسان دو مقام موجود نورانی و ظلمانی ، الهی و طبيعی رحمانی و شيطانی زيرا خطّ فاصل بين نور و ظلمت است و در دائره وجود در حضيض ادنی واقع که نهايت نزول است ولی بدايت صعود است لهذا جائز الجَهَتَيْن است نور و ظلمت و ضلالت وهدايت تا کدام غلبه نمايد اگر عقل غلبه کند نورانی است و از اعلی علّيّين و اگرنفْس غلبه کند و طبيعت مسلّط گردد ظلمانی است و از اسفل سجّين زيرا قوّه ملکوتی و قوّه طبيعی حيوانی در انسان در جنگند تاکدام مظفّر گردد".
(ص ١٠٧ ج ٣ منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء)
٤- " اگر نفْسی بصورت انسانی در آيد ولکن از شؤون رحمانی غافل گردد آن نفْس بحقيقت از بهائم است بلکه نادان تر از هر حيوان صامت ".
(ص ٢٤٣ ج ٧ مکاتيب حضرت عبدالبهاء)

