بسم الله الامنع الأقدس
دوستان گرامی در این تاپیک برخی از احادیث نقل شده از ائمه اطهار که مطابقت با ظهور جدید دارند را بیان میکنیم و امیدواریم مورد استفاده و رضایت شما گرامیان قرار بگیرد.
امام رضا علیه السلام"(امامت منصب اکتسابی نیست)بلکه فضل الهی است که به هر کس بخواهد میدهد چگونه ایشان را رسد که امام انتخاب کنند؟"(کافی ج 1 ص 289)
این حدیث تنها به این جهت نقل شده که لازم نیست حتما امامت از پدر به پسر برسد زیرا یک فضل الهی است و عنوان شده به هر کس که خداوند بخواهد عطا میکند پس ایراد گیری بر حضرت اعلی کاملا بی معنا است که در مورد امام حسن علیه السلام و امام حسین السلام نیز این مورد صدق میکند.
مساله دیگری که باید در احادیث مد نظر قرار داد اصل تواتر در احادیث است که بر اساس این اصل میتوان از جعلی نبودن حدیثی آگاهی یافت:
((تواتر از «باب تفاعل»، یعنی: پی در پی آمدن. حدیثی را که به حدّ تواتر رسیده باشد متواتر گویند. حدّ تواتر چیست؟ هر حدیثی که در همه ی طبقات راویان (نسلهای روایتی و حدیثی)، راویانی متعدّد – میان 10 تا 20 راوی – و از جاهای مختلف، داشته باشد، به طوری که نتوان آن راویان را، به تبانی و کذب، منسوب داشت، به «حدّ تواتر» رسیده است و «متواتر» است. حدیث متواتر را می توان «حدیث ثابت و قطعی» خواند. («علم الحدیث؛ ص 144))
و اگر حدیثی مطابق این اصل نباشد یا باید با آیات قرآن مطابقت داشته باشد و یا باید بیانگر اتفاقی باشد که اتفاق افتاده است.
*قائم با دین و کتابی جدید میاید*
1- امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم (عج) خروج می کند، فرمان نو، کتاب نو و روشی نو و قضاوت نو می آورد». (حضرت مهدی (عج)، فروغ ص 111)
((در این حدیث به صراحت تمام بیان شده قائم با کتابی جدید می آید و به روش و فرمانی نو قضاوت میکند.))
2- در کتاب «ذخیرةالالباب»، «غیب» از نامهای حضرت قائم (عج) شمرده شده که در قرآن هم مذکور است و امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه:
«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ * الَّذینَ یُؤْمِنونَ بِالْغَیْبِ (بقره/2و3)
آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است * (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند».
فرمود: متّقین شیعیان علی بن ابی طالب هستند و امّا غیب، پس او غائب است و شاهد بر این قول خداوند که می فرماید:
«وَ یَقولونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إنَّما الْغَیْبُ لِلّه فَانْتَظِروا إنّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِِرینَ (یونس/20)
:«و می گویند چرا فرو فرستاده نشد بر او آیتی از پروردگارش. پس بگو نیست غیب مگر خدای را پس منتظر باشد به درستی که من با شما از منتظرانم»
یعنی برای آمدن آن غیب، از آیات خداوندی است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم،ص 82)
((در این آیه 2 مورد حائز بیشترین اهمیت هستند اولین نکته عنوان شدن کلمه ذلک است که اشاره به دور میکند که میگویند آن کتاب مایه هدایت پرهیزکاران است و دومین مورد اشاره به قائم است که آیاتی از خداوند برای او نازل میشود پس قائم باید برای آیاتی که نازل میشود کتابی داشته باشد در نتیجه به راحتی معنی ذلک مشخص میشود))
3-یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام صاحب الامر است .
4- حضرت علی علیه السلام : اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، يهديهم الى دينك و يعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا يضلّ أتباع اوليائك بعد اذ هديتهم به اما ظاهر ليس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدايتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون. (کماالدین جلد 1 ص 302)
"بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آنها را هدايت كردهاى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمىكنند و يا از ديدهها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مىبرند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلبهاى عاشقان حق پايدار است و آنها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مىكنند"
((حضرت علی اشاره کردند که خداوند همیشه باید حجتی داشته باشند یعنی این کار استمرار دارد پس خاتمیت یا مسئله حضرت مهدی با این مسئله سازگار نیست.و اشاره شده اگر آشکار باشد اطاعتش نمیکنند و اگر هم پنهان باشد در انتظارش بسر میبرند پس باز هم عمل استمرار حجت بر روی زمین اثبات میشود.))
5- حضرت علی علیه السلام: اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و أين؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً يحفظُ اللّه بهم حُججه و بيّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دينهِ. (نهج البلاغه)
... بارخدايا آرى! زمين از امامى كه قيام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان است تا حجتها و دليلهاى روشن خدا (يعنى اصول و احكام دين و تعاليم انبياء) از بين نرود. اما اينكه ايشان چند نفرند و كجايند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آنها بسيار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبهگى در نزد خداوند بسيار بزرگوارند. خداوند به وسيله ايشان حجّتها و دليلهاى روشن خود را حفظ مىكند... آنان خلفا و نمايندگان خدا در روى زمين هستند و مردم را به سوى دين و احكام و مقررات او دعوت مىكنند...
((مجددا حضرت علی اشاره به استمرار حجت بر روی زمین میکنند که تعداد آنها بسیار کم است))
6- «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِف إمامَ زَمانِهِ، ماتَ مَیْتَةً جاهِلیّةً (اصول کافی ج 1 ص 375 ، بحار الانوار ج 23 «باب وجوب معرفة الامام» ص 89 حديث 35 و از كتب اهل سنّت: شرح مقاصد تفتازانى ج 5 ص 239، «الفصل الرابع فى الإمامة» منشورات شريف رضى)
(( کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است.))
((این حدیث یکی از احادیث معروف شیعه و سنی است و مانند احادیثی که از حضرت علی علیه السلام ذکر شد اشاره به استمرار حجت دارد .در این حدیث معنی زمان کاملا مشخص است و حضرت محمد گفته اند کسی که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است پس به راحتی مشخص میشود برای هر دور و زمانی امام و راهبری قرار داده میشود))
7- «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك ان لم تعرّفنى نفسك، لم اعرف رسولك. اللّهم عرّفنى رسولك، فانّك ان لم تعرّفنى رسولك، لم اعرف حجّتك. اللّهم عرّفنى حجّتك، فانّك ان لم تعرّفنى حجّتك، ضللت عن دينى».(اصول كافى، ج1، ص337) «بارالها! خودت را به من بشناسان، زيرا اگر خود را به من نشناسانى، رسولت را نخواهم شناخت. بارالها! رسولت را به من بشناسان، زيرا اگر رسولت را به من نشناسانى، حجتت را نخواهم شناخت. بارالها! حجتت را به من بشناسان، زيرا اگر حجتت را به من نشناسانى، دينم را گم مى كنم و آن را به فراموشى مى سپارم»
((باز هم اشاره به استمرار حجت بر روی زمین که اگر حجت برروی زمین وجود نداشته باشد دین به فراموشی سپرده میشود))
8- كعب الاحبار مى گويد: «مهدى قائم(عليه السلام) كه از نسل على بن ابى طالب(عليهما السلام) است در اخلاق و اوصاف، شكل و سيما، هيبت وشكوه چون عيسى بن مريم(عليه السلام) است. خداى تعالى آنچه به پيامبران داده، به او نيز با اضافات بيشترى خواهد داد»( بحار الانوار ج 52 ص 226 ،و غيبت نعمانى ص 146)
((این حدیث نسبت به احادیث قبل مطلب را کاملا روشن و واضح بیان میکند که آنچه به پیامبران قبل داده شده به قائم بیشتر داده خواهد شد.در این حدیث اولا مشخص میشود قائم از پیامبران قبل برتر و بالاتر است و ثانیا میتواند غیر از مقام امامت دارای مقام نبوت باشد زیرا زمانی قائم میتواند برتر از پیامبران قبل باشد که مانند آنها دارای شریعت، کتاب و نفوذ کلام باشد و همچنین مقامی اضافه تر از آنها نیز داشته باشد.پس کاملا مشخص است قائم باید دارای شریعت و کتابی جدید باشد.))
9- ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: «... واللَّه لكأنّى أنظر إلیه بین الركن والمقام یبایع الناس على كتاب جدید ...»؛ «به خدا سوگند! گویا نظر مىكنم به مهدى در بین ركن ومقام كه با مردم بر كتاب جدید بیعت مىكند...»(بحارالأنوار ج 52 ص 294 )
((در این حدیث امام صادق بیان میکنند قائم با مردم بر کتابی جدید بیعت میکنند یعنی باید کتابی غیر از کتب قبل و قرآن باشد تا معنی جدید در این آیه مشخص شود))
10- امام باقر (ع) فرمود: «إذا قام قآئم آل محمّد ضرب فساطیط ویعلم الناس القرآن على ما أنزل اللَّه عزّوجلّ فأصعب ما یكون على من حفظه الیوم، لأنّه یخالف فیه التألیف»؛ «هنگامى كه قائم آل محمّد قیام كند خیمههایى برپا مىشود ومردم قرآن را آن گونه كه خداوند عزّوجلّ نازل كرده فرا مىگیرند، واین امر براى كسانى كه قرآن را امروز حفظ كردهاند بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا با آنچه كه الفت داشته واز قرآن مأنوس بودهاند مخالفت ومغایرت دارد.»(ارشاد مفید ص 344)
((در این حدیث هم 2 نکته حائز اهمیت است اولا کتابی که بوسیله قائم آورده میشود میتواند خود قرآن یا مانند قرآن باشد پس یعنی عربی است و ثانیا چون در قسمت بعد عنوان شده با آنچه که افراد در حال حاضر آنرا حفظ کرده اند مغایرت دارد پس معلوم میشود کتابی جدید است که با آیات قرآن فرق میکند و یعنی قرآن نیست))
11- امام باقر (ع) «...هر گاه مهدى خروج كند به امر جدید وكتاب جدید وسنت جدید... قیام خواهد كرد».
(بحارالأنوار، ج 52، ص 230)
12- امام باقر (ع): «...هر گاه قائم آل محمّد خروج كند به سنت جدید وقضاوت جدید قیام خواهد نمود».( بحارالأنوار، ج 52 ,ص 348)
((در این 2 حدیث هم مطالب واضح و آشکار است که قائم با امری جدید و کتابی جدید ظاهر میشود))
13- امام باقر (ع) فرمود: «صاحب امر، مهدى نامیده شده به جهت آنكه تورات وسایر كتابهاى آسمانى را از غارى كه در انطاكیه واقع شده خارج مىكند وبین اهل تورات به تورات واهل انجیل به انجیل واهل زبور به زبور واهل قرآن به قرآن حكم خواهد كرد»( الغیبة، نعمانى، ص 125)
((در این حدیث هم بیان شده قائم با هر امت بر اساس کتب خودشان حکم و قضاوت میکند و در اینجا مشخص میشود قائم فردی بیطرف است که میتواند براساس کتب ادیان قبل بر آنها حکم کند و همچنین اگر قرار بود خود مروج شریعت اسلام باشد در این حدیث امام باقر میتوانستند به جای اهل قرآن به هم کیشان خود اشاره کند که در این صورت معلوم میشد قائم مروج اسلام است ولی وقتی بیان میشود اهل قرآن پس باید قائم دین دیگری داشته باشد که بیطرفانه بین هر قوم حکم میکند))
*************************
14- امام جعفر صادق عليه السلام:« إذا قامَ الْقائِمُ(عليه السلام) جاءَ بِاَمْر جَديد كَما دَعا رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله)فى بَدْوِ الاِْسْلامِ اِلى اَمْر جَديد.»( بحار الانوار ج 52 ص 338 حديث 82)« وقتى كه (حضرت) قائم عليه السلام قيام نمايد، چيز جديدى مى آورد، چنانچه در بدو اسلام رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را به سوى امر جديدى فرا مى خواندند.»
((این حدیث صریح ترین و واضح ترین حدیث در بین احادیث است و کاملا مشخص میکند قائم دارای مقام نبوت میباشد و مانند حضرت محمد که در بدو اسلام مردم را به شریعت و امری جدید دعوت میکرد قائم نیز همین کار را میکند))
*************************
15- ابن عباس در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مىكند كه فرمود: «... وجعل من صلب الحسین أئمّة یقومون بأمرى ویحفظون وصیّتى التاسع منهم قآئم أهل بیتى ومهدىّ أمّتى أشبه الناس بى فى شمآئله وأقواله وأفعاله. یظهر بعد غیبة طویلة وحیرة مضلّة فیعلن أمر اللَّه ویظهر دین اللَّه جلّ وعزّ...»( (كمالالدین، ص 256 ؛ بحارالأنوار، ج 36، ص 227) «... وازصلب حسین امامانى قرار داد كه به امر من قیام كرده و وصیت مرا حفظ خواهند نمود، نهمین از آنها قائم اهل بیت من ومهدى امت من است. او شبیهترین مردم به من در شمایل واقوال وافعال است. بعد از غیبتى طولانى وحیرتى گمراه كننده ظهور خواهد كرد، آن گاه امر خدا را اعلان كرده ودین او را ظاهر خواهد نمود...»
((در این حدیث اولا مشخص میشود قائم از نسل حضرت محمد هستند یعنی سید میباشند و ثانیا مشخص میشود قائم دینی جدید را ظاهر میکند زیرا ادیان قبل که مشخص شده هستند پس باید قائم دینی را ظاهر کند که در قبل وجود نداشته و به راحتی مشخص میشود قائم با دینی جدید ظاهر میشود))
16- از امام صادق (ع): «تأویل هذه الآیة جاء فى أهل زمان الغیبة وآیامها دون غیرهم من أهل الأزمنة وإنّ اللَّه تعالى نهى الشیعة عن الشك فى حجة اللَّه تعالى، أو أن یظنّوا أنّ اللَّه تعالى یخلى أرضه منها طرفة عین» «تأویل این آیه((منظور سوره حدید آیه 16 میباشد)) براى مردم عصر غیبت است، و روزهاى زمان غیبت غیر از روزهاى اهل زمانهاى دیگر است. خداوند متعال شیعیان را از شك در حجّت خود نهى كرده است ونیز نهى كرده از اینكه گمان كنند كه خداوند زمین را یك چشم برهم زدن از حجت خالى مىگرداند.» ( الغیبةص 24 ؛ المحجة، ص 220)
17- كلینى به سند صحیح از حسین بن علا نقل كرده كه گفت: «قلت لأبىعبداللَّه (ع): تكون الأرض لیس فیها إمام؟ قال: لا.»؛ «به امام صادق (ع) عرض كردم: آیا ممكن است كه زمین بدون امام باشد؟ حضرت فرمود: هرگز.»(كافى، ح 1، ص 178)
18- ونیز به سندى دیگر كه آن هم صحیح است از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمود: «إنّ الأرض لا تخلو إلاّ وفیها إمام»؛ «همانا زمین هرگز از وجود امام خالى نمىگردد.»
( همان، ح 2)
19- ونیز به سند صحیح از حسن بن على وشاء نقل مىكند كه از امام رضا (ع) سؤال كردم: «هل تبقى الأرض بغیر إمام؟ قال: لا. قلت: إنّا نروى أنّها لاتبقى إلّا أن یسخط اللَّه عزّوجلّ على العباد. قال: لاتبقى إذا لساخت»؛ « آیا زمین بدون امام باقى مىماند؟ حضرت فرمود:هرگز. عرض كردم: ما چنین روایت مىكنیم كه زمین از حجت خالى نمىماند مگر آنكه خداوند بر بندگانش غضب كند؟ حضرت فرمود: زمین «بدون حجت» باقى نمىماند، ودر غیر این صورت مضطرب مىشود.» ( همان، ص 179، ح 13)
((در این احادیث هم کاملا مشخص میشود که خداوند هیچگاه زمین را از حجت خالی نمیکند))
20- شیخ مفید در «ارشاد» از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «قائم (عج) را به این دلیل «مهدی» نامیدند که مردم را به سوی امری که از آن گم شده اند (بر آنها پوشیده است) هدایت می کند.» («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 106)
21- «قائم» از القاب بارز حضرت مهدی (عج) است. «قائم» یعنی «قیام کننده»، نظر به اینکه قیام و نهضت حضرت صاحب العصر (عج) جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده، آن حضرت با این عنوان خوانده می شود.
22- از امام باقر علیه السّلام سؤال شد: چرا قائم (عج) را «قائم» خواندند؟ حضرت فرمودند: «زیرا یاد او فراموش می شود و بسیاری از معتقدان به امامت آن حضرت راه ناصحیح می روند». («حضرت مهدی (عج)، فروغ ...»، ص 66)
************************
23-امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون»(سوره توبه آیه 33) فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»( كمال الدين و تمام النعمة ـ شيخ صدوق ـ ج 2 ص 670)
ترجمه آیه: اوست خدايى كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرو فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگرچه ناخوشايند كافران باشد.
((این آیه و حدیث هم بیانگر همه چیز است اولا اینکه اشاره به ظهور بعد از حضرت محمد میشود که با خاتمیت در تناقض است ثانیا عنوان میشود قائم با دینی جدیدبرای هدایت مردم قیام میکند و آخرین نکته که از همه مهمتر است و الان هم شاهد آن هستیم مخالفت علما با ظهور جدید است))
احادیث در این باب بسیار است ولی همین تعداد برای افرادی که طالب حقیقت و پژوهش باشند کفایت میکند.بر اساس این احادیث که تعداد آنها از حد تواتر هم گذشته مشخص میشود قائم با شریعت ودینی جدید قیام خواهد کرد.که این امر در مورد حضرت اعلی اتفاق افتاده است حال باید بر مبنای دیگر احادیث اسم قائم و سایر خصوصیات قائم را بیان کنیم و ببینیم آیا با حضرت اعلی مطابقت دارند یا خیر که در ادامه همین تاپیک به زودی آنها را نقل میکنیم.
و در آخر توجه شما عزیزان را بر این حدیث از امام حسین علیه السلام جلب میکنم:
"یا بنی اصبر علی الحق و ان کان مرا" (ای فرزندم حق هر چند تلخ باشد بر آن صبر کن) «اصول کافی ج2 ص 191»
جانتان خوش موید باشید
((گرد آورنده admin))
دوستان عزیز در سایتی چون نتوانسته بودند به احادیث پاسخ بدهند چنین جوابی برای احادیث نوشته اند که بسیار جالب است:
نقل قول: انتخاب
اگر به فرض محال قبول کنیم که حدیثی باشد که بگوید قائم با دینی غیر از اسلام ناب محمدی می آید!!! ، این حدیث مخالف قرآن و سنت قطعی پیامبر و روایاتی که به حد و حصر نمی آید ، است و در نتیجه این حدیث مانند بسیار دیگری از احادیث جعلی مردود است . در ضمن قائم (عج) دارای نشانه های بسیاری است که هیچکدام از نشانه ها به وقوع نپیوسته است
این دوست گرامی بدون هیچ دلیل و منطقی به راحتی احادیث متواتر را انکار میکند و آنها را جعلی میخواند و با این حرف حتی حدیث شماره 6 که از معرفترین احادیث اسلامی هست نیز زیر سئوال میرود.
در ضمن ایشان اشاره میکنند که این احادیث مخالف قرآن است پس توجه این دوست گرامی را به احادیث شماره 2 - 16 و 23 جلب میکنم که اشاره به ظهور جدید و خالی نشدن زمین از حجت اشاره میکند و همچنین اشاره به ذلک الکتاب.
و در حدیث 23 خداوند میفرماید پیامبر را با دینی جدید برای هدایت بشر میفرستد یعنی هم پیامبری مبعوث میشود و هم دینی جدید ظهور میکند.
و در جواب ایشان که دنبال نشانه هستند فعلا یک حدیث عنوان میکنم :
امام صادق علیه السلام"به درستی که آنچه از سنتهای انبیا گذشته در مورد غیبتهاشان به وقوع پیوسته، مو به مو درباره قائم ما اهل بیت رخ خواهد داد.(کمالدین ج 2 ص 345)
دوست محترم شما هر وقت در ادیان گذشته اون علائم را دیدید مثل شکافته شدن آسمان ، زمین لرزه و... در این ظهور هم میبینید.این حدیث کاملا بیانگر همه چیز است و البته بر انکار مخالفان نیز دلالت میکند چون عنوان شده موبه مو پس هرچه در ادیان گذشته بوده در این ظهور هم ما شاهد آن هستیم.
در مورد خاتمیت هم مطالبی ذکر کرده بودند و در جواب ایشان عنوان شد خاتمیت با این مطالب و احادیث و آیاتی که عنوان شده در تناقض خواهد بود در نتیجه نمیتوان آن جوابیه ها را قبول کرد.
موفق باشید.
دوستان گرامی ما منتظر شدیم تا مجددا این دوستان نقدی بر احادیث بنویسند ولی تنها جوابی که دیده شد همان متن بالا بود در نتیجه ما هم به ادامه احادیث میپردازیم و در این قسمت برخی از احادیث مربوط به اسم قائم را قرار میدهیم:
*احادیث مربوط به اسم و کنیه قائم و اینکه از قائم از نسل پیامبر است*
1- اسم حضرت صاحب الامر (عج) در کتاب جاماسب، «مهر آزمای» است. این نام بر پیامبر اکرم صلّی الله و علیه و آله و سلّم هم اطلاق می شود و می دانیم که مهدی موعود (عج) نیز همنام رسول خدا صلّی الله و علیه و آله است. («ستارگان درخشان»، ج 14، قسمت اوّل ص 33)
2- عن زرّبن حبيش سمع عليّاً [عليه السلام ] يقول: المهدىّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمة.
زرّبن حبيش شنيد كه على بن ابيطالبعليه السلام مىفرمود: مهدى مردى از ما اهلبيت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا است.
3- عن علىعليه السلام قال: اسم المهدىُّ محمد
حضرت علىعليه السلام فرمود: اسم حضرت مهدىعليه السلام محمد است.(کمالدین ج 1 ص 303)
4- نظر اميرالمؤمنين عليٌّ إلى الحسين(عليه السلام) فقال:
«اِنَّ ابْنى هذا سَيِّدٌ كَما سَمّاهُ رَسُول ُاللهِ (صلى الله عليه وآله) سَيِّداً، وَ سَيَخرُجُ اللهُ مِنْ صُلْبِه رَجُلاً بِاِسْمِ نَبِيِّكُمْ، يُشْبِهُهُ فِى الْخَلْقِ وَ الْخُلْقِ.»( بحار الانوار ج 51 ص 39 حديث 19، باب صفاته و علاماته و نسبه)
حضرت امير المؤمنين عليه السلام نظرى به جناب امام حسين عليه السلام انداخته فرمودند:
« اين پسرم سيّد (و آقاست) چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را سيّد (آقا) ناميدند و بزودى خداوند از نسل او مردى به نام پيامبرتان بيرون خواهد آورد كه در خلقت و اخلاق شباهت به آن حضرت خواهد داشت.»
5- حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله:« اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْـدى، اَلـَّذى يَفْتَحُ اللهُ بِه مَشارِقَ الاَْرْضِ و مَغـارِبَـها.»( الزام الناصب، ص 127)
«مهدى از فرزندان من است، همان كه خداوند به وسيله او مشرق ها و مغرب هاى زمين را فتح خواهد كرد.»
6- ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل كرده كه فرمود: «إنّ اللَّه تبارك وتعالى أطلع إلى الأرض أطلاعه فاختارنى منها فجعلنى نبیّاً، ثم أطلع الثانیة فاختار منها علیّاً فجعله إماماً، ثم أمرنى أن اتّخذه أخاً وولیّاً ووصیّاً وخلیفةً ووزیراً، فعلىّ منّى وأنا من علىّ وهو زوج ابنتى وأبو سبطى الحسن والحسین. ألا وأنّ اللَّه تبارك وتعالى جعلنى وآیاهم حججاً على عباده وجعل من صلب الحسین أئمّة یقومون بأمرى ویحفظون وصیّتى، التاسع منهم قآئم أهل بیتى ومهدىّ أمّتى، أشبه الناس بى شمائله وأقواله وأفعاله، یظهر بعد غیبة طویلة وحیرة مضلّة...» «خداوند تبارك وتعالى توجّهى بر زمین كرد ومرا انتخاب نمود و من را نبى قرار داد سپس بار دوم توجهى كرد وعلى را از روى زمین انتخاب نمود واو را امام قرار داد ومرا امر نمود كه او را برادر وولىّ ووصىّ وخلیفه ووزیر خود قرار دهم، پس على از من ومن از علىام، او شوهر دختر من وپدر دو نوهام حسن وحسین است. آگاه باشید! كه خداوند تبارك وتعالى من وآنان را حجتهایى بر بندگانش قرار داده است. واز صلب حسین امامانى قرار داد كه به امر من قیام كرده ووصیت مرا حفظ خواهند نمود. نهمین از آنها قائم اهل بیت من ومهدى امّت من است. شبیهترین مردم به من در شمایل واقوال وافعال است. بعد از غیبت طولانى وحیرت گمراه كننده ظهور مىكند...»( كمال الدین، ص 257)
7- امام باقر (ع) فرمود: «المهدىّ رجل من ولد فاطمه»؛ «مهدى مردى از اولاد فاطمه است.»(بحارالأنوار، ج 51، ص 43)
8- سعید بن مسیّب مىگوید: نزد امسلمه بودم كه سخن از مهدى (ع) به میان آمد امسلمه فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم كه مىفرمود: «المهدى من ولد فاطمة»؛ «مهدى ازاولاد فاطمه است.» (سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368)
9- شعر بسیار زیبایی از حضرت علی در مورد اسم حضرت مهدی بحارالانوار ج 51 ص 133(
فثم يقوم القائم الحق منكم و بالحق ياتيكم و بالحق ّ يعمل
سمىُّ نبى ّ اللّه نفسى فدائه فلا تخذلوه يا بنىّ و عجّلوا
سپس آن قيام كننده بر حق، از ميان شما قيام خواهد كرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد كرد. جانم فداى او كه همنام رسول خداصلى الله عليه و آله است. اى فرزندان من! به يارى او بشتابيد، مبادا او را بى يار و ياور رها سازيد.
10- حضرت محمد میفرمایند"المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقا و خلقا" مهدی از فرزندان من است که هم اسم و کنیه من است و شبیه ترین مردم به من از نظر خلق و خلق (جسم) است.(اعلام الوری ج 1 غیبت)
11- حضرت محمد میفرمایند"به زودی بعد از من ، اهل بیتم در شهرها و سرزمینها آواره و پراکنده خواهند شد تا آنکه پرچم های سیاه از مشرق(ایران) به اهتزار در آید... آنها پرچمهای هدایتند و آن را به دست مردمی از اهل بیتم که همنام من است، میسپارند.(الملاحم و الفتن ص 30 و 170)
12- «حذیفه» از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده که فرمود:«اگر نماند از دنیا مگر یک روز، هر آینه خداوند، مردی را که اسم او، اسم من و خلق او، خلق من و کنیه ی جمیع اجداد طاهرین خود است بیاید». («نجم الثاقب»، باب دوّم، ص 59)
13- نام اصلی و اسم اولی امام عصر (عج)، «محمّد» است. چنانچه در اخبار متواتره خاص و عام است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «مهدی، همنام من است.» («منتهی الآمال»، باب 14)
14- «فاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ (طه/130)
: به آنچه مخالفان می گویند استقامت کن».
امام صادق علیه السّلام به یکی از یاران خویش فرمود: تفسیر این آیه این است که: ای محمّد در برابر مخالفان ایستادگی کن که من به دست مردی از نسل تو که او را به خون ستمگران مسلّط کنم از آنها انتقام می گیرم» («اثباة الهداة»، ج 7، ص128)
15- امام صادق علیه السلام فرمود: «حضرت قائم (عج) در مکه داخل شود و در جانب خانه کعبه ظاهر گردد و چون آفتاب بلند شود از پیش قرص آفتاب منادی ندا کند (که همه اهل زمین و آسمان بشنوند): ای گروه خلائق آگاه باشید که این مهدی آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم است. او را به نام و کنیه جدّش رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یاد کنید» («منتهی الامال»، باب 14، فصل 7)
16- «حذیفه» از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده که فرمود:
«اگر نماند از دنیا مگر یک روز، هر آینه خداوند، مردی را که اسم او، اسم من و خلق او، خلق من و کنیه ی جمیع اجداد طاهرین خود است بیاید». (اثباة الهداة ج 7 ص 59)((مطابق با حدیث 12))
17-عن على عليه السلام قال: قال رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم): المهدىّ منّا اهل البيت يصلحه الله فى ليلة (عقدالدرر باب 7 ح 199، البيان گنجى: ص 312، سنن ابن ماجه)
از اميرمؤمنان على(عليه السلام) روايت شده كه رسول خدا فرمود: مهدى از ما اهل بيت است خداوند امر او را در يك شب اصلاح مى كند.
احادیث نیز در این باب بسیار است و اکثر دوستان خود به آنها آگاه هستند و با توجه به این احادیث یکی از اسماء قائم که محمد است مشخص میشود و اسم حضرت اعلی علی محمد میباشد و از خاندان حضرت محمد میباشند که از سادات محسوب میشوند.
و چون در قبل مشاهده شده در بعضی مواقع دوستان ایرادات بنی اسرائیلی میگیرند که علی محمد منظور محمد در احادیث نیست چند حدیث هم مبنی بر 2 اسمی بودن قائم نقل میکنیم:
18-حضرت علی علیه السلام"ماللله عزوجل آیه هی اکبر منی و لا للله من نبا عظیم منی" برای خدا آیه ای بزرگتر از من نیست و خدارا خبری بزرگتر از من نیست(کافی ج 1 ص 297)
19-در «الغیبة» شیخ طوسی، از «حذیفه» روایت شده که گفت: شنیدم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم که مهدی (عج) را ذکر کرد، پس فرمود: با او میان رکن و مقام بیعت می کنند، اسم او احمد و عبدالله و مهدی (عج) است. پس اینها نامهای اوست». («نجم الثاقب»، باب دوّم، ص 55)
20- امام باقر علیه السلام فرمود: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حضرت علی علیه السلام به دنیا رجعت می کنند». («مهدی موعود»، ص 1186)
((او (حضرت اعلی) به مرید های خاصّش می گفت: «من آن مهدی صاحب الامر هستم»، سال بعد در مکّه معظّمه دعوت خود را اظهار نمود و گفت:
«علی علیه السلام و محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم دو کس بودند، اینک آن هر دو منم، لذا نام من علی و محمّد است».(«فرهنگ فارسی معین»، ج 5، ص 22 - «منتخب التواریخ»، باب 14، ص 868)
21- امام باقر علیه السلام فرمود: «پدرم از پدرش نقل کرد که امام علی علیه السلام روی منبر فرمود: «در آخرالزّمان مردی از فرزندانم خروج و قیام می کند». پس اوصاف و احوال حضرت قائم (عج) را تشریح کرد و آنگاه فرمود: «لَهُ اِسْمانِ، اِسْمُ یُخْفی فَاَحْمَدٌ وَ اَمّا الَّذی یَعْلِنُ فَمُحَمَّدٌ ... ((«وسائل الشیعه»، ج 11، ص 487)) او دو نام دارد یک نامش پنهان است که احمد می باشد و امّا نامی که آشکار است، محمّد است»
22- «احمد»، از اسماء امام قائم (عج) است. شیخ صدوق در «اکمال الدین» از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده که فرمود: «مردی از فرزندان من در آخر الزّمان قیام می کند... برای او دو اسم است: اسمی مخفی و اسمی ظاهر. امّا اسم مخفی او «احمد» است».
با توجه به این احادیث 2 اسمی بودن قائم مشخص میشود و نکته دیگری که حائز اهمیت است اشاره به اسم احمد میباشد که در انجیل نیز به موعود بعد با نام احمد ((حضرت محمد)) اشاره شده است و در قرآن نیز در سوره صف آیه 16 چنین میخوانیم:
"و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم... و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد"(یعنی وقتی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسرائیل بدرستیکه من فرستاده خدایم بسوی شما... و مژده دهنده به پیغمبری که میاید از بعد من و نام او احمد است)
و حضرت محمد براساس همین آیه خود را موعود مسیح خواندند اما مسیحیان ایشان را انکار کردند زیرا حضرت محمد شرایط موعود مسیحیان را نداشتند و نشانه هایی که در مورد موعود ذکر شده بود در زمان ایشان اتفاق نیوفتاد که در بالا فردی که به احادیث جواب گفته بود همین نشانه ها را از ما میخواستند و مسلما بدون چنین نشانه هایی که در ظهورات قبل هم بوده و اتفاق نیوفتاده پیروان ادیان قبل قادر به درک ظهور جدید نشدند زیرا فکر میکردند تمامی آن نشانه ها باید به چشم ظاهر دیده شود زیرا تنها به ظاهر آیات توجه کرده اند و همین موارد ساده باعث حجابی شد تا مسیحیان نتوانند عظمت ظهور حضرت محمد را درک کنند که در این زمان و در این امر نیز شاهد آن هستیم:
حضرت محمد در مورد انکار قائم چنین میفرمایند:
«من أنكر القائم من ولدي فقد أنكرني»(بحار الانوار، ج 51، ص 73، ح 20)
«هركس كه قائم(عليه السلام) از فرزندان مرا انكار كند به راستى كه مرا انكار كرده است».
ادامه دارد...
دوستان گرامی مجددا در سایتی به عنوان جواب بر احادیث مطالبی مشاهده کردیم البته آن هم نه بر همه احادیث و تنها حدود 20 حدیث از 55 حدیث را که توانسته بودند پاسخ گفتند[marq=down][marq=up]آن هم با کنایه توهین و تحقیر که برخی از آنها جواب نبود و تنها ایراد بنی اسرائیلی به شمار میرفت.در زیر به برخی از این موارد اشاره میشود:
نقل قول: انتخاب
ما در مورده گفتاره امام رضا شكي نداريم امامت فضل الهي هست به هر كسي كه خدا خواسته باشد مي دهد چه دليلي در اين حديث داريد كه باب يا بها مهدي هست
در اين حديث گفته شده امامت فضله الهي است پس اگرم از پدر به پسر انتقال پيدا كند ايرادي نداره......فكر كنم شما احاديثه بي ربطي را مي اوريد
دوست گرامی شما اگر فرد دیگری میشناسید که مصداق این احادیث باشند کتاب و شریعت هم داشته باشند 313 یار داشته باشند از خاندان سادات باشند. مشخصات ظاهری هم که بعدا اشاره میشود با این فرد یکی هست میتوانید ایراد بگیرید وگرنه با چنین جوابهایی راه به جایی نخواهید برد.
نقل قول: انتخاب
بايد در اين مورد بگم(( در زمانه ظهوران چنان اسلام در خرافه و شبهه ها غرق كرده اد كه گوئي دين جديدي مي ايد امام صادق بيان فرموده اند:همين كه قائم بپا خيزد امري جديد مياورد همان گونه كه پيامبر در اغازه ظهور امري جديد اورد))
بحارالانوار _بابسيره و اخلاق _روايت82
دوست گرامی همه ادیان حقیقت واحده هستند چون از مصدری واحد به آنها وحی میشود و اسم ادیان تنها به خاطر شناخته شدن افراد هر دین از یکدیگر است این حدیث هم کاملا درسته دین ما هم همون اسلام هست و تنها به نام بهایی تغییر یافته .اگر دروغ توهین و... در اسلام بد بوده در دین ما هم بد است و اگر اسلام به محبت کمک به دیگران و... اشاره کرده در دین ما هم به این موارد اشاره شده اگر در دین اسلام حضرت محمد خاتم هستند در دین ما هم هستند((نه به آن معنا که شما برداشت میکنید که در قسمت خاتمیت اشاره شده و به موارد دیگری نیز اشاره میشود)).همه ادیان در اصول دین یکی هستند و تنها در فروع دین با یکدیگر فرق میکنند.پس امری جدید آورده شده مانند آنچه حضرت محمد در آغاز ظهور آورده است.
نقل قول: انتخاب
بله حضرته علي گفتند در زمين هميشه حجت خدا وجود دارد ما هم قبول داريم ولي بعد شما ميفرماييد با خاتميت تناقض دارد اين دو مساله چه ربطي با هم دارند حجت مگه پيامبره ......از نظره ما امامه و هيچ تناقضي هم با مساله خاتميت نداره و در بعدش ميگي با مساله حضرت مهدي هم تناقض داره اين چه تناقضيه؟
دوست گرامی اگر آخرین حجت بر روی زمین به گفته شما حضرت مهدی باشه بعد از مرگ ایشون که زمین بدون حجت باقی میمونه؟؟فکر کنم احادیث مربوط به مرگ قائم را خوانده باشید.
در بالا هم به طرق مختلف اشاره شده زمین هیچ گاه از حجت خالی نخواهد ماند و وقتی میگوییم تناقض ایجاد میشود زیرا بر طبق احادیث قائم با دین و شریعتی جدید میاد که با خاتمیت موافق نیست و با قائمیت هم به خاطر استمرار حجت تناقض دارد.
نقل قول: انتخاب
جدا حرفه جالبيه و ما هم قبولش داريم ما كه امامه عصره خودمون رو شناختيم شما بايد بشناسيد البته در اينجا به گفته يه پيامبر امده امامه عصر نه اينكه پيامبر كه شما در قسمت بالا ربطش دادي كه با خاتميت تناقض پيدا ميكنه ما امامون رو شناختيم ولي شما در تاريكي غرقيد
ایشون این حرف رو در رابطه با حدیث حضرت محمد زدند .
دوست عزیز در بالا به ای آیه از قرآن اشاره شده که حضرت ابراهیم هم به عنوان امام انتخاب شده اند حال شما چگونه تشخیص میدهید حضرت محمد منظورشان چه بوده است؟؟منظورشان امامی مثل حضرت ابراهیم که پیامبر بوده است یا امامی مثل امامان شیعه؟؟
البته در بالا ما هم نگفتیم پیامبر بلکه گفتیم امام و راهبر که بر اساس حدیث حضرت محمد که زمان مشخص کرده اند با قائمیت در تناقض است زیرا میفرمایند هر کس که امام زمان خودش را نشناسدبه مرگ جاهلیت مرده است و بر همین اساس استمرار امام و راهبر مشخص میشود که برای هر عصری لازم است ولی به اعتقاد شما امام زمان نیز روزی فوت میکنند در آن موقع امامت به چه کسی سپرده میشود؟؟ مگر جز 14 معصوم امام دیگری میماند؟؟
مگر اینکه رجعت امامان قبل را به معنای زنده شدن مردگان قبول کنیم.به نظر شما وقتی فردی میمیرد و جسد او در خاک نابود میشود و به مولوکولهای کوچکتر تبدیل میشود که در هوا پراکنده میشود یا آن حیواناتی که باعث تجزیه جسد میشود را حیوانات دیگر بخورند و در اثر سیر گردش غذایی ما هم آن حیوانات را بخوریم در نتیجه قسمتی از بدن آن مرده به ما منتقل نمیشود؟؟این هوایی که تنفس میکنیم شامل اجزای هزاران مرده است. اگر این اجزا از بدن ما جدا شوند به نظر شما بدن ما ناقص نمیشود؟؟ زیرا سالیان زیادی گذشته پس تنها ما نیستیم و باید این اجزا از بدن مردگان قبلی هم جدا شود زیرا به بدن آنها هم وارد شده ؟؟؟ و باز هم یه مشکل دیگه هست بدن آنها هم تجزیه شده و در بدن دیگر جانداران و حیوانات رفته است. پس ممکنه با زنده شدن یا رجعت چند مرده بدن چندین هزار نفر ناقص شود زیرا آنها تجزیه شده و با اجزا کوچکتری تقسیم شده اند!!! به نظر شما یه مقدار عجیب نیست!!!از نظر علمی و دینی کاملا درسته ولی به نظر غیر ممکن میاد.
((در این مورد بیشتر با هم بحث خواهیم کرد این را تنها به این علت گفتم که روی رجعت و زنده شدن مردگان کمی فکر کنید))
نقل قول: انتخاب
تو از كجا فهميدي كه قائم با كتاب مي ياد در اين حديث چيزي نبود جز استدلاله شما و در كجا گفته شده خدا چون مقامه مهدي رو بالاتر از پيامبران قرار داد حتما حضرته مهدي به مقامه پيامبري رسيده
ایشون این مطلب را در رابطه با حدیث اضافاتی نسبت به پیامبران قبلی میفرمایند و اصلا توجه نکرده اند وقتی عنوان شده پیامبران قبلی یعنی قائم در سطح پیامبران است پس مثل آنها کتاب و شریعت دارد.زیرا گفته شده آنچه به پیامبران داده شده به او بیشتر داده میشود پس سخنان ایشان چیزی جز تعصب نیست.
دوست گرامی میشه مقامی بالاتر از پیامبری برای ما ذکر کنید تا همه آگاه شویم کدام مقام میتواند از مقام پیامبران نیز بالاتر باشد؟؟امامان که نمیتوانند؟؟ پس کدام مقام بالاتر است؟؟ اگر قائم پیامبر هم باشد باز هم در سطح دیگر پیامبران قرار میگیرد پس باید مقام سومی وجود داشته باشد تا ایشان را ممتاز از دیگران پیامبران قرار دهد.و مقام سوم هم بدون مقام های قبلی امکان ندارد زیرا شما نمیتوانید از پله اول یکباره به پله سوم بروید و بر همین اساس قائم دارای شریعت و کتاب است.مگر اینکه قائم را در سطح خداوند بالا ببریم که چنین چیزی هم امکان ندارد پس مطمئنن مقام سومی هست که در احادیث به آن هم اشاره شده یعنی قائم غیر از مقام امامت و نبوت مقام دیگری نیز دارد.
در مورد مقام سوم ایشان هم در جای خود صحبت خواهیم کرد.
نقل قول: انتخاب
كجايه حديث امده كتابي شبيه قران كه به خطه عربي باشد زيادي فكر نمي كنيد داريد تفسير ميكنيد در ادامش مي گي چون گفته شده با قران كه حفظ شده مغايرت دارد پس كتابه جديديس؟؟ بنده ذكر كردم در زمانه قائم شبهه و خرافه تا حدي است كه از قران به عنوانه كتابه جديد ياد مي كنند در صورتي كه ان كتاب كتابه محمد است.
ایشون در مورد کتاب جدید این مطالب را میفرمایند
دوست گرامی احادیث احتیاج به تفسیر ندارند کلمات جدید و مغایرت کاملا معنای خود را در احادیث نشان میدهند.
در مورد اینکه شبه و خرافات زیاده در بالا عرض کردم اسمها در دین تنها به عنوان نماد و شناسایی ادیان از یکدیگر به کار میرود و اگر کتاب اقدس را با قرآن مقایسه کنید هر دو دارای آموزه های خاص انسان سازی است . هر دو عربی است و هر دو از مصدری واحد بیان شده است.وچون منزل کتب واحد است پس هیچ فرقی در کتب نمیکند که اسم کتب چه باشد ولی در احادیث دقیقا به معنای جدید و مغایرت اشاره شده پس منظور نمیتواند قرآن باشد زیرا ذلک الکتاب هم در آیه 2 سوره بقره بیان شده و امام صادق نیز حدیثی در این زمینه فرمودند و بنده دیگر جواب متعصبانه شمارا که نشان از مخالفت صریح با حدیث امام صادق میبود قرار ندادم.و اگر این حرفهای شمارا هم قبول کنیم همون موارد اضافه بر پیامبران قبلی نقض این مسئله میشود.
نقل قول: انتخاب
چرا تصور مي كني بايد مقامه نبوت را دارا باشد....از كجايه اين حديث فهميدي .....جز استدلال ها يه ناقص و سفسطه چيزي ازت نديدم خداوند چنان فضل الهي را نصيب قائم كرده است كه نيازي به نبوت نيست.........ان اخرين هدايت كننده است........در حديث ذكر نشده كه قائم مانند پيامبر مقامه نبوت دارد فقط ذكر شده با اينكه حضرته قائم امام است مثله پيامبر مردم را هدايت مي كند در امام بودنه قائم شكي نيست خودت هم حديث رو قرار دادي
این مطلب را هم در مورد صریح ترین حدیث یعنی حدیث 14 بیان کرده اند. که در بالا به ایشون جواب داده شده. و وقتی صحبت از امر جدید میشه و میفرمایند مانند آنچه حضرت محمد در بدو اسلام آورده است یعنی دین اسلام. که این مورد هم تمامی مطالب شما در مورد اینکه آن کتاب قرآن هم هست نقض میکند.دوست گرامی وقتی قائم با پیامبران مقایسه میشود یعنی در حد آنهاست پس دارای کتاب و شریعت است.و بر اساس احادیث مقامی بالاتر از آنها دارد و شخصی که مقامی بالاتر از پیامبران دارد را هم در بالا به شما جواب گفتم.که مجددا ذکر حدیث را ذکر میکنم :
8- كعب الاحبار مى گويد: «مهدى قائم(عليه السلام) كه از نسل على بن ابى طالب(عليهما السلام) است در اخلاق و اوصاف، شكل و سيما، هيبت وشكوه چون عيسى بن مريم(عليه السلام) است. خداى تعالى آنچه به پيامبران داده، به او نيز با اضافات بيشترى خواهد داد»( بحار الانوار ج 52 ص 226 ،و غيبت نعمانى ص 146)
دوست گرامی وقتی عنوان میشود آنچه به پیامبران داده شده یعنی مقام نبوت و یعنی کتاب جدید و امری جدید.
در آخر هم حدیثی بیسند قرار داده بودند و از من در مورد نواب اربعه و فرزند امام حسن عسکری سئوال کرده بودند که این سئوال را هم در سایت دیگر پرسیده بودند که چطور حضرت اعلی فرزند امام حسن عسکری هست و احادیث متواتر در مورد فرزند امام یازدهم چه حکمی پیدا میکند؟؟که در زیر با مثالی این موارد را هم برای شما بیان میکنم.
شما ممکن است به خانه پدر بزگتان بروید و ایشان به شما بگوید فرزنم آیا شما فرزند پدربزگتان هستین یا فرزند پدرتان؟؟این موضوع ممکن است در خیابان هم با یک فرد غریبه برای شما اتفاق بیوفتد پس دلیلی ندارد حضرت اعلی فرزند امام یازدهم باشند. اولین حدیث هم که از امام رضا نقل شد برای پیش نیامدن اینچنین سئوالاتی بود ولی مثل اینکه دوستان به خوبی مطالب را نمیخوانند.
احادیث بعدی را هم یا انکار کرده بودند و یا از تفاسیر ما ایراد گرفته بودند.گرچه احادث مربوط به اسم را اصلا تفسیر نکرده ایم و ایشون قراره بعد از بررسی به ما جواب بدهند
******************
بهترین پیشنهاد به شما
دوستان عزیز برای اینکه کمی شما هم فعال شوید پیشنهاد میکنم هر حدیث متواتری در مورد چهره قائم دارید حتی حدیثی که به کوچکترین موضع در چهره قائم اشاره کرده باشد در سایت ارسال کنید باید سند دقیق و تواتر بودن آنرا اثبات کنید تا پس از قرار دادن احادیث مربوط به چهره قائم آنها را هم مورد بررسی قرار دهیم.
فکر میکنم بهترین پیشنهاد را به شما داده ام تا هر حدیثی که میخواهید ذکر کنید زیرا در کتب بهایی توصیف چهره حضرت اعلی وجود وجود دارد و همچنین عکس حضرت اعلی نیز در دارالاثار واقع در مقام اعلی موجود میباشد.اینگونه دیگر نمیتوانید ایرادی بر احادیث بگیرید که ما احادیثی که با چهره حضرت اعلی مطابقت داشته قرار دادیم بلکه از شما خواسته ایم هر حدیث متواتری که در مورد چهره قائم دارید ذکر کنید تا آنها را با کتب بهایی مقایسه کنیم تا دیگر هیچ شک و شبه ای پیش نیاید.
موفق باشید
دوستان گرامی مجددا به عنوان کردن احادیث ادامه میدهم زیرا دوستان تنها به آمدن قائم با کتابی جدید ایراد گرفته بودند که آنرا جواب گفته ایم پس به ادامه احادیث میپردازیم تا موارد دیگری که در مورد قائم بیان شده و با حضرت اعلی مطابقت دارد مورد بررسی قرار دهیم.
*نژاد اصحاب قائم و تعداد آنها*
1- هنگامی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم در مورد آیه ی 54 سوره مائده سؤال کردند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دست خود را بر شانه ی سلمان فارسی نهاد و فرمود: «منظور از این یاران، هموطنان این شخص هستند».
سپس فرمود:
«لَوْ کانَ الدَّینُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَ یّا لِتَناوَلَهُ وِجالٌ مِنْ اَبْناء الْفارْسِ
: اگر دین به ستاره ی ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت («نورالثقلین»، ج 1، ص 642)
2-امام صادق (ع) فرمود: «اتّقِ العرب فإنّ لهم خبر سوء، أما أنّه لمیخرج مع القآئم منهم واحد»؛ «از عرب بپرهیز، زیرا براى آنها خبر ناگوارى است. آگاه باش كه هیچ كس از عرب با قائم خروج نخواهد كرد.» (بحارالأنوار، ج 52، ص 333)
3- أَیْنَ ما تَکونوا یَأتِ بِکُمُ اللهُ جَمیعاً (بقره/148)
«هر کجا که باشید خداوند شما را حاضر می کند»
امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیه فرمود: «منظور یاران قائم هستند که 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امّت معدوده (که در آیه 8، سوره هود آمده) آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همگی جمع می شوند همچون پاره های ابر پائیزی که بر اثر باد جمع و متراکم می گردد.» («نور الثّقلین»، ج 1، ص 139، «بحارالانوار»، ج 52، ص 342)
4- طبق بعضی از روایات 313 نفر از یاران مخصوص حضرت مهدی (عج) از عجم هستند. («اثباة الهداة»،