تبليغاتX
راه نو - نهی از رياضت و اعتکاف

"نهی از رياضت و اعتکاف  "

حضرت بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند :

١- " تَاللّهِ الْحَقِّ لَوْ يَغْبِلُ اَحَدٌ اَرْجُلَ الْعَالَمِ وَ يَعْبُدُ اللّهَ عَلَی الْاَدْغَالِ وَ الشَّوَاجِنِ وَ الْجِبَالَ وَ الْقِنَانِ وَ الشَّنَاخِيْبِ وَ عِنْدَ کُلِّ حَجَرٍ وَ شَجَرٍ وَ مَدَرٍ وَ لَا يَتَضَوَّع ُ مِنْهُ عَرْفُ رِضَائِي لَنْ يُقْبَلَ اَبَداً هَذَا مَا حَکَمَ بِهِ مَوْلَي الْاَنَامِ . کَمْ مِنْ عَبْدٍ اعْتَزَلَ فِي جَزَائِرِ الْهِنْدِ وَ مَنَعَ عَنْ نَفْسِهِ مَا اَحَلَّهُ اللّهُ لَهُ وَ حَمَلَ الرِّيَاضَاتِ وَ الْمَشِقَّاتِ وَلَمْ يُذْکَرْ عِنْدَاللّهِ مُنْزِلِ الْآيَاتِ   "

(K 36)

و در لوح ملک باريس ميفرمايند :

٢- قُلْ يَا مَلَاءَ الرُّهْبَانِ لَا تَعْتَکِفُوْا فِي الْکَنَائِسِ وَ الْمَعَابِدِاَنِ اخْرُجُوْا بِاِدْنِي ثُمَّ اشْتَغِلُوْا بِمَا تَنْتَفِعُ بِهَ اَنْفُسُکُمْ وَاَنْفُسُ الْعِبَادِ کَذَلِکَ يَأمُرُکُمْ مَالِکُ يَوْمِ الدِّيْنِ . اَنِ اعْتَکِفُوْا فِي حِصْنِ حُبِّي هَذَا حَقُّ الْاِعْتِکَافِ لَوْ اَنْتُمْ مِنَ الْعَارِفِيْنَ . مَنْ جَاَوَرَ الْبَيْتِ اِنَّهُ کَالْمَيِّتِ يَنْبَغِي لِلْاِنْسَانِ اَنْ يَظْهَرَ مِنْهُ مَا يَنْتَفِعُ بِهِ الْاَکْوَانُ وَ الَّذِي لَيْسَ لَهُ ثَمَرٌ يَنْبَغِي لِلنَّارِ کَذَلِکَ يَعِظُکُمْ رَبُّکُمْ اِنَّهُ لَهُوَالْعَزِيْزُ الْکَرِيْمُ "

(در لوح خطاب به ناپلئون ص ١٠٠- ٩٩ الواح نازله خطاب بملوک )

و باز در همين لوح مبارک ميفرمايند :

٣- " قُلْ يَا مَلَاءَ الْقِسّيسِ وَ الرُّهْبَانِ کُلُوْا مَا اَحَلَّهُ اللّهُ وَ لَاتَجْنَبُوْا اللُّحُوْمَ قَدْ اَذِنَ اللّهُ لَکُمْ اَکْلَهَا اِلَّا فِي اَيَّامٍ مَعْدُوْدَاتٍ فَضْلَاً مِنْ لَدُنْهُ اِنَّهُ لَهُوَ الْعَزِيْزُ الْکَرِيْمُ ".

 (ص ٤-١١٣ الواح نازله خطاب بملوک  )

٤- " کلمة‌اللّه در ورق دهم از فردوس اعلی   يا اهل ارض انزواء و رياضات شاقّه به عزّ قبول فائز نه . صاحبان بصر و خرد ناظرند باسبابی که سبب روح و ريحان است . امثال اين امور از صُلب ظُنون و بطن اوهام ظاهر و متولّد لايق اصحاب دانش نبوده و نيست . بعضی از عباد از قبل و بعد در مغارهای جبال ساکن و بعضی در ليالی بقبور متوجّه . بگو بشنويد نُصْح مظلوم را . از مَا عِنْدَکُمْ بگذريد و بآنچه ناصح امين ميفرمايد تمسّک جوئيد لَاتَحْرِمُوْا اَنْفُسَکُمْ عَمَّا خُلِقَ لَکُمْ ....".

 (کلمات مبارکه فردوسيه - ص ٣٩ مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی  )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :

١- " امّا تکميل نفس در اين دور منوط برياضت و خلوت و عزلت نه بلکه بانقطاع و انجذاب و اخلاق رحمانی و تحصيل معارف ربّانی و تحسين اطوار و تزيين قلب بنفحات ربّ الاسرار بوده و خواهد بود . آداب و اصول رياضت که از پيش بود بکلّی منسوخ گشت . هَذَا  هُوَالْحَقُّ وَ مَا بَعْدَ الْحَقِّ اِلَّا الضَّلالُ الْمُبِيْنُ وَ عَلَيْکَ التَّحِيَّةُ وَ الثَّنَاءُ " .

                                (ص ٢٥٥ ج ٣ مکاتيب حضرت عبدالبهاء)

٢- " از رياضت قوای حيوانيّه بتحليل ميرود ولی يکروز که غذاهای خوب بخورد دوباره آن حالت اوليّه بر ميگردد لهذا تحليل اين قوای شهوانيّه ممدوح نيست زيرا عدم ظهور آنها از ضعف است نه از قدرت نفْس . مثلاً طفلی که نميتواند آدم بکشد اين مدح نيست زيرا از ضعف است . يا آنکه طفل عفّت و عصمت دارد اين مدح نيست زيرا از ضعف و عدم قوّت اوست ولی اگر از روی عقل باشد آن ممدوحست . اين رياضات طريق انبيا نيست ولی انسان هم نبايد منهمک در دنيا باشد تعلّق بخوراک و پوشاک داشته باشد باندازه ای که همه فکرش  در خوردن وخوابيدن وتماشا کردن صرف شود . حضرت رسول خوب فرموده کُلُوْا وَ اَشْرَبُوْا وَ لَا تُسْرِفُوْا (*)اين سرمشق است " .

                        (ص ٧٨٠ محاضرات  )

 (*)آيه ٣١ سوره اعراف

٣- " سابق بعضی باين ملاحظه برياضت مشغول ميشدند که ترک لذائذ نفسانی نمايند و منع غضب و شهوت .بلی چون از رياضت و قلّت اکل و شُرب در جسم ضعف حاصل ميشود ظهورات شهوت و غضب  کمتر ميگردد ولی اين نوع کون غضب و تخفيف در شهوت ، عارضی است نه ذاتی زيرا که هر گاه باز به اکل و شُرب پردازد بحالت اوّليّه عودت نمايد . اگر کمال تقديس انسان از ضعف جسمانی حاصل شود در اينصورت بايد هر شخص ضعيف تر کامل تر باشد .پس مقصود از رياضت ترک نفْس و هوی است با وجود مرزوق بودن به نعماء نه ممنوع شدن از آلاء . خدا اين نعمتها را برای انسان آفريده و صحّت و بنيه جسم را وسيله ظهور قوّت روح قرار داده . با وجود قوّه جسمانی اگر نفْس انسانی سالم باشد و در حالت اقتدار ،عادل ، اين کمال است ور نه

            نفْس اژدرهاست او کيّ مرده است          از غم بی آلتی افسرده است "

                                        (ص ٣٢٣ ج ٢ بديع الآثار )

 ٤- " بعضی برآنند که بواسطه رياضت و گوشه نشينی تعديل اخلاق و تقرّب الی اللّه حاصل ميشود . اما مسلک انبياء وتعاليم آنها اينستکه انسان بايد صحّت داشته باشد و مشغول باشد تا بتواند خدمت بعالَم انسانی نمايد . اگر از ضعف بنيه وبيکاری ، انسان ظلم بکسی ننمايد اين از برای او کمالی نيست . بلکه کمال در اينست که قدرت و مشغوليّت داشته باشد و ظلم نکند . مثلاً اگر کسی فلسی نزد او موجود نباشد کَرَم و بُخل او معلوم نگردد. امّا در حالت ثروت و غنااين کمال و نقص او معلوم و ظاهر شود ".

   (ص ١٥١ ج ٢ بدائع الآثار)

٥- " دراين امر رهبانيّت نيست لکن انسانی که ميخواهد اوقات را حصر در تبليغ امراللّه و خدمت به نوع خويش نمايد ميتواند از جميع شؤون در کنار باشد. البتّه اوقات را صرف خدمت ملکوت اللّه نمودن بهتر است امّا نه رهبانيّت . نيّت بايد وقف حيات در خدمت امراللّه باشد ولی هر وقت بخواهد ازدواج نمايد ميتواند . همشيره من (حضرت ورقه عليا) حيات خود را وقف امراللّه کرده امانه بخيال رهبانيّت و انزوا بلکه محض خدمات آستان جمال ابهی حيات خود را وقف نموده . مقصد اينست که انسان آزاد است اگر بخواهد حيات خود را وقف ملکوت اللّه ميکند و يا در ضمن اشتغال بامور سائره بخدمت امراللّه ميپردازد ..." .

                                        (ص ٢١٩ ج ٢ بدائع الآثار)

+ نوشته شده توسط یک بهایی در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 12:25 |