"نهی از زناء"
حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند :
١- " قد حرم عليکم و الزناء ثم الغيبة و الافتراء اجتنبوا عما نهيتم عنه فی الصحائف و الالواح ."
(K 19)
٢- " قد حکم الله لکل زان وزانية دية مسلمة الی بيت العدل وهی تسعة مثاقيل من الذهب و ان عادا مرة اخری عودوا بضعف الجزاءهذا ما حکم به مالک الاسماء فی الاولی وفی الاخری قدرلهما عذاب مهين ."
(K 49)
و در رساله سؤال و جواب مرقوم است :
٣- " سؤال : از جزای زانی و زانيه .
جواب : دفعه اولی نُه مثقال ثانی هجده مثقال ، ثالث سی و شش مثقال الی آخر دو مقدار جزای سابق و مثقال نوزده نخود است چنانچه در بيان نازل شده ".
*(به تبيينات مبارک حضرت عبدالبهاء در صفحه بعد توجّه دقيق گردد)*
٤- " قُلِ الَّذِيْنَ ارْتَکَبُوْا الْفَحْشَاءَ وِ تَمَسَّکُوْا بِالدُّنْيَا اِنَّهُمْ لَيْسُوْا مِنْ اَهْلِ الْبَهَاءِ" ٠
(لوح سحاب - ص ١٥٣ کتاب مبين خطّ جناب زين المقرّبين )
٥- " هر نفسی از او آثار خباثت و شهوت ظاهر شود او از حقّ نبوده و نيست ".
(ص ٢٩٩ گنجينه حدود و احکام )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
١- " امّا مسأله زنا اين تعلّق بغيرِ مُحْصَن دارد نه مُحْصَن و امّا زانی محصن و محصنه حکمش راجع به بيت العدل است ".
(ص ٣٠١ گنجينه حدود و احکام )
٢- " امّا مسأله زنا در الواح الهيّه در مسأله فحشاء بقدری زجر و عتاب و عقاب مذکور که بحدّ حصر نيايد که شخص مرتکب فحشاء از درگاهر احديّت مطرود و مردود و در نزد ياران مذموم و در نزد عموم بشر مرذول . حتّی در بعضی کلمات بيان خسران مبين و محروميّت ابدی است ولی در قصاص حکومتی و سياسی چنين امری صادر نه زيرا حکومت الآن در جميع دنيا به زانی ابداً تعرّض ننموده و نمی نمايد لهذا محکوم ، رسوای عالَم نگردد. اين جزاء بجهت آنست تا رذيل و رسوای عالَم گردد و محض تشهير است و اين رسوائی اعظم عقوبت است . ملاحظه نمائيد که به نصّ قرآن ابداً زنا ثابت نگردد زيرا شهود اربعه در آن واحد بايد شهادت به تمکّن تامّ از هر جهت بدهند . لهذا جز باقرار زنا ثابت نگردد . آيا ميتوان نسبت اندک عدم اهميّت بزنا بقرآن داد؟ لَا وَاللّه . فَاْنِصُفْوا يَا اَهْلَ الْاِنْصَافِ ".
(ص ٢-٣٧١ ج ٣ مکاتيب )
*بنصوص مبارکه در تقوی - عفّت و عصمت - نهی از الواط نيز مراجعه شود *

