تبليغاتX
راه نو - نهی از غيبت و افتراء

"نهی از غيبت و افتراء"

حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدفس ميفرمايند :

1- " قَدْ حُرِّمَ عَلَيْکُمُ الْقَتْلُ وَالزِّنَا ثُمَّ الْغَيْبَةُ وَ الْاِفْتِرَاءُ اجْتَنِبُوْا عَمَّا نهُيِتْمْ عَنْهُ فِي الصَّحَائِفِ وَ الْاَلْوَاحِ  ."

(K 19)   

٢- " يَا ابْنَ الْاِنْسَانِ لَا تَنْفَسْ بِخَطَاءِ اَحَدٍ مَا دُمْتَ خَاطِئَاً وَاِنْ تَفْعَلْ بِغَيْرِ ذَلِکَ مَلْعُوْنٌ اَنْتَ وَ اَنَا شَاهِدٌ بِذَلِکَ  " .   

(ق ٢٧ کلمات مبارکه مکنونه )

٣- " يَا ابْنَ الْوُجُوْدِ لَا تَنْسِبْ اِلَی نَفْسٍ مَا لَا تُحِبُّهُ لِنَفْسِکَ وَ لَا تَقْعَلْ مَا لَا تَفْعَلُ هَذَا اَمْرِي عَلَيْکَ فَاعْمَلْ بِهِ ".

 (ق ٢٩ کلمات مبارکه مکنونه )

٤- " ای مهاجران لسان مخصوص ذکر من است بغيبت ميالائيد و اگر نفس ناری غلبه نمايد بذکر عيوب خود مشغول شويد نه بغيبت خلق من زيرا که هر کدام از شما بنفْس خود ابصر و اعرفيد از نفوس عباد من ".                    

   (ق ٦٦ کلمات مبارکه مکنونه )

٥- " غيبت را ضلالت شمرد و بآن عرصه هرگز قدم نگذارد زيرا غيبت سراج منير قلب را خاموش نمايد و حيات دل را بميراند ".

                                (ص ١٤٩ کتاب مستطاب ايقان ط مصر در ١٩٣٣ )

 ٦- " در اين سنه که هزار و سيصد و شش است بخطّ مظلوم لوحی نازل و در آن اين کلمه عليا از افق اعلی اشرا ق نموده يَا قَوْمُ اذْکُرُوْا الْعِبَادَ بِالْخَيْرِ وَ لَا تَذْکُرُوْهُمْ بِالسُّوْءِ وَ مَايَتَکَدَّرُ بِهِ اَنْفُسُهُمْ  ذکر سوء هم دراين سنه نهی شده چه که لسان از برای ذکر حقّ است حيف است بغيبت بيالايد و يا بکلماتی تکلّم نمايد که سبب حزن عباد و تکدُّر است "

                                        (ص ٣٢١ گنجينه حدود و احکام )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :

١- " بدترين خُلق انسانی و گناه عظيم غيبت نفوس است علی الخصوص صدورش از احبّای الهی . اگر نوعی ميشد که ابواب غيبت مسدود ميشد و هر يکی از احبّای الهی ستايش ديگران را مينمود آنوقت تعاليم حضرت بهاءاللّه نشر می يافت قلوب نورانی ميگشت روح ها ربّانی ميشد عالَم انسانی سعادت ابدی می يافت . اميدم چنانست که احبّای الهی بکلّی از غيبت بيزار شوند و هر يک ستايش يکديگر نمايند و غيبت را سبب نقمت الهی بدانند تا بدرجه ای رسد که هر نفْسی اگر کلمه ای غيبت نمايد در بين جميع رسوا شود ".

                                (ص ٥-٣٠٤ گنجينه حدود و احکام  )

٢- " ای ياران الهی اگر نفْسی غيبت نفسی نمايد اين واضح و مشهود است که ثمری جز خمودت و جمودت نيارد. اسباب تفريق است واعظم وسيله تشتيت . اگر چنانچه نفسی غيبت ديگری کند مستمعين  بايد در کمال روحانيّت و بشاشت او را منع کنند که از اين غيبت چه ثمری وچه فائده ای . آيا سبب رضايت جمال مبارک است يا علّت عزّت ابديّه احبّای الهی . آيا سبب ترويج دين اللّه است و يا علّت تثبيث ميثاق اللّه . نفسی مستفيد گردد و يا شخصی مستفيض لا واللّه بلکه چنان غبار بر قلوب نشيند که ديگر نه گوش شنود و نه چشم حقيقت را بيند ولی اگر نفسی بستايش ديگری پردازد و بمدح و ثنا لسان بگشايد مستمعين بروح و ريحان آيند و بنفحات اللّه مهتزّ گردند . قلوب را فرح و سرور آيد و ارواح را بشارت احاطه کند که الحمدُاِللّه در ظلّ کلمه الهی نفْسی پيدا شده که مرکز خصائل و فضائل عالَم انسانی است و مظهر عواطف و الطاف حضرت رحمانی . رخی روشن دارد و زبانی ناطق در هر انجمن . روحی پُر فتوح دارد و جانی مؤيّد بنفحات حضرت رحمان . حال کداميک خوشتر و دلکشتر . قسم بجمال ابهی  که چون خير ياران شنوم قلب بنهايت رَوح و ريحان آيد و چون اشاره ای از کدورت دوستان بينم در نهايت احزان مستغرق گردم . اينست حالت عبدالبهاء ديگر ملاحظه فرمائيد که چه بايد و چه شايد ".

                (ص ٤-٢٢٣ ج ١ منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء ط آمريکا)

٣- " بعضی از احبّاء در سرّ سرّ مذمّت ياران ديگر نمايند و اساس غيبت را در نهايت متانت وضع نمايند و اسمش را دلسوزی امراللّه گذارند البتّه کمال مواظبت را داشته باشيد و جميع رامنع صريح نمائيد "

                                (ص ٧- ٣٠٦ گنجينه حدود و احکام )

 ٤- " از بهائی نفْسی بمذمّت ديگری لب نگشايد و غيبت را اعظم خطا د رعالم انسانی داند زيرا در جميع الواح بهاءاللّه مصرّح است که غيبت و بدگوئی از دسائس و وساوس شيطانی است و هادم بنيان انسانی شخص مؤمن مذمّت نفسی از بيگانگان نکند تا چه رسد از آشنايان و غيبت دشمن ننمايد تا چه رسد بمذمّت دوست . بدگوئی (*) و غيبت صفت سقيم الافکار است نه ابرار و خود پسندی از خصائص اغيار است نه يار ".

(ص ٣٠٦ گنجينه حدود و احکام )

(*)در صفحه ١٠٤ اخلاق بهائی کلمه "بدگوئی " درج نشده است. * بنصوص مبارکه در قسمتهای "خطاپوشی و ستّاريّت " - " عذر خواهی و عفو "- " نهی از باز کردن نامه ديگر و مداخله در امور ديگران "- "نهی از دل شکستن و خاطر آزاری " - "نهی از عيبجوئی " - "نهی از نزاع و جدال و فساد و مايتکدّر به الانسان  " نيز مراجعه شود*

+ نوشته شده توسط یک بهایی در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 12:33 |