"نهی از متابعت نفس و هوی "
حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس ميفرمايند (K 64) :
1- " يَا مَلَاءَ الْاِنْشَاءِ لَا تَتَّبِعُوْا اَنْفُسَکُمْ اِنَّهَا لَاَمَّارَةٌ بِالْبَغْي وَ الْفَحْشَاءِ اتَّبِعُوْا مَالِکَ الْاَشْيَاءِ الَّذِي يَأمُرُکُمْ بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَی اِنَّهُ کَانَ عَنِ الْعَالَمِيْنَ غَنِيّاً .
٢- " يَا ابْنَ الْوُجُوْدِ اَعْمَلْ حُدُوْدِي حُبّاً لِي ثُمَّ انْهُ نَفْسَکَ عَمَّا تَهْوَی طَلَباً لِرِضَائِي ".
(قطعه ٣٨ کلمات مکنونه )
٣- " بعضی از نفوس که خود را به حقّ نسبت ميدهند و به اجنحه نفْس و هوی طائرند از حقّ نبوده و نيستند " .
(ص ٣٨٧ ج ٣ امر و خلق )
٤- " ای پسر هوی اهل دانش و بينش سالها کوشيدند و بوصال ذی الجلال فائز نگشتند و عمرها دويدند و بلقای ذی الجمال نرسيدند و تو نادويده بمنزل رسيده ای و ناطلبيده بمطلب واصل شدی و بعد از جميع اين مقام و رتبه بحجاب نفس خود چنان محتجب ماندی که چشمت بجمال دوست نيفتاد و دستت بدامن يار نرسيد فَتَعِجَّبُوْا مِنْ ذَلِکَ يَا اُوْلِيِ الْاَبْصَارِ ".
(قطعَه ٢٢ کلمات مکنونه )
٥- " ای بيگانه با يگانه شمع دلت برافروخته دست قدرت من است آنرا ببادهای مخالف نفْس و هوی خاموش مکن و طبيب جميع علّتهای تو ذکر من است فراموشش منما. حُبّ مرا سرمايه خود کن و چون بصر و جان عزيزش دار ".
(قطعه ٣٢ کلمات مکنونه )
٦- " ای پسر روح قفس بشکن و چون همای عشق بهوای قدس پرواز کن و از نفْس بگذر و با نفَس رحمانی در فضای قدس ربّانی بيارام ".
(قطعه ٣٨ کلمات مکنونه )
٧ - " ای بنده من از بند مُلک خود را رهائی بخش و از حبس نفْس خود را آزاد کن . وقت را غنيمت شُمُرزيرا که اين وقت را ديگر نبينی و اين زمان را هرگز نيابی " .
( قطعه ٤٠ کلمات مکنونه )
٨- " ای گياه خاک چگونه است که با دست آلوده بشکر مباشرت جامه خود ننمائی و با دل آلوده بکثافت شهوت و هوی معاشرتم را جوئی و بممالک قدسم راه خواهی هَيْهَات هيَهْاَت (*) عَمَّا اَنْتُمْ تُرِيْدُوْن َ ".
(قطعه ٦٨ کلمات مکنونه)
(*)هيهات به تثليث تاء
٩- " ای بنده من مَثَل تو مِثْل سيف پر جوهری است که د رغلاف تيره پنهان باشد و باين سبب قدر آن بر جوهريان مستور ماند پس از غلاف نفْس و هوی بيرون آی تا جوهر تو بر عالميان هويدا و روشن آيد ".
(قطعه ٧٢ کلمات مکنونه )
١٠- " ای احبّا ذيل مقدّس را بطين دنيا ميالائيد و بِمَا اَرَادَ النَّفْسُ وَ الْهَوَی تکلّم مکنيد "٠
(ص ٦٥ ظهور عدل الهی )
١١- " ای احبّای حقّ از مفازه ضيّقه نفْس و هوی بفضاهای مقدّسه احديّه بشتابيد و در حديقه تقديس و تنزيه مأوی گيريد تا از نفحات اعماليّه کلّ بريّه بشاطی عزّ احديّه توجّه نمايند ".
(ص ٦٥ ظهو رعدل الهی )
١٢- " يا شيخ از حقّ بطلب آذان و ابصار و افئده عالم را مقدّس فرمايد و از هوای نفْس حفظ نمايد چه که غَرَض مرضی است بزرگ انسان را از عرفان حضرت موجود محروم مينمايد و از تجليّات انوار نيّر ايقان ممنوع ميسازد. از فضل و رحمت الهی سائل و آمل که اين مانع اکبر را از ميان بردارد اِنَّهُ هُوَ الْقَوِيُّ الْغَالِبُ الْقَدِيْرُ " .
(ص ٣٩٤ ج ٣ امرو خلق )
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :
١- " رشادت و شجاعت ، غلبه برنفْس پُر وحشت است زيرا ممکن است که انسان بر شرق و غرب بآسانی غالب آيد ولی غلبه بر هوی و هوس و نفْسِ خود پرست بسيار مشکل است ".
(ص ١٥٦ ج ٥ مائده آسمانی ط ١٢٩ بديع )
٢- " در بلندی همّت اطفال بسيار کوشش نمائيد که چون به بلوغ رسند مانند شمع برافروزند و به هوی و هوس که شيوه حيوان نادانست آلوده نگردند بلکه در فکر عزّت ابديّه و تحصيل فضائل عالم انسانی باشند ".
(ص ٢٣١ اخلاق بهائی )
حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :
١- " در خصوص سؤالی که کرده ايد در آثار بهائی در حقيقت نفْس دارای دو مفهوم است و يا در دو مفهوم بکار ميرود يکی نفْس بعنوان هويّت شخص انسانی آنگونه که خداوند او را آفريده است اين حقيقت در عباراتی نظير "مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ " استعمال گرديده است . نفْس ديگر نفْسِ امّاره است وآن ميراث مُظلم و حيوانی است که همه ما آنرا داريم و همان طبيعت دون بشری است که ميتواند به ديوِ موحش خودپرستی ، خشونت ، شهوت و غيره تبديل گردد. اين نفْسِ امّاره است که می بايست عليه آن پيکار کنيم".
(ص ٣٦ نمونه حيات بهائی - ترجمه مصوّب )
