در خصوص اعطاء عضو مطالبي در كتاب انوار هدايت مندرج است كه بواسطه عنايات حضرت ولي- امرالله ومعهد اعلي مي باشد .درآنجا معهد اعلي در مورد اعطاي چشم به محفل ملي آرژانتين چنين مي فرمايند:
" در پاسخ به نامه جنابعالي مورخ اول اكتبر محتوي سئوال راجع به تعويض عضو واقدام اهل بهاء به عنوان اعطاء كننده بعضي اعضاء بدن قبل از هرچيز توجه شما را به دستخط اين هيأت مورخ 3 مارچ 1967 جلب مي نمائيم .دراين مرقومه قسمتي از يكي از تواقيع حضرت ولي امرالله راجع به اين موضوع ذكر شده است . همچنين براي ما مقدور است كه مطلب ذيل را نيز مستخرج از يكي از تواقيع مباركه مرقومه از جانب مولاي مهربان به حضور شما ارائه كنيم :" درتعاليم الهي حكمي كه فرد بهائي را از اعطاي چشمانش به شخص ديگر منع نمايد موجود نيست ودرمورد بيمارستان حتي بالعكس اين كار اقدامي شرافتمندانه تلقي نيز ميگردد" مطلب فوق از توقيع مورخ 6سپتامبر 1946 استخراج شده . بيت العدل اعظم درحال حاضر ميل ندارند (قصد ندارند) مطلبي بر توضيحات مندرج دربيانات فوق الذكر اضافه نمايند."
حضرت عبدالبهاء مكررا مي فرمودند كه دانش پزشكي پيشرفت بسيار خواهد كرد واحباء را موظف مي نمايند كه به طبيب حاذق مراجعه كنند ودستورات او را به كار بندند .چنانچه دريكي از الواح چنين مي فرمايند:
" ...مطابق نص صريح الهي مريض بايد به طبيب مراجعه كند اين حكم قطعي است وهر نفسي موظف است ازآن اطاعت كند . مادامي كه درآنجا هستيد بايد به حاذقترين ومعروفترين متخصصين باصره رجوع كنيد."
بااين دستورالعمل كلي وظيقه احباءدرموارد جزئي درمورد هربيماري مشخص مي شود به طوري كه احباء موظفند شخصا اقدام فرمايند ودرصورت لزوم حتي پيوند عضو رانيز انجام دهند ولي براي اعطاي عضو نيز به نظر مي رسد احباء بايد شخصا اقدام نمايند وحكم قطعي در خصوص اعطاء يا عدم اعطاء وجود ندارد . درهرحال روح فداكاري وجانفشاني احباء براي نوع بشر كه سرلوحه تعاليم مباركه است عملي پسنديده مي باشد كه درانجام آن خودگذشتگي فرد كاملا نمايان است چرا كه سلامتي خودرا براي بقاي سلامتي ديگري به خطر مي اندازد .
با مراجعه به تاريخ امر بهائي متوجه مي شويم كه درزمان عهد وميثاق موردي مطرح است كه درآن روح فداكاري وجانفشاني احباء براي يكديگر عيان مي شود. مي خوانيم كه شخصي به نام اسپراك درجريان سفرهاي تبليغاتي خود مبتلا به وبا مي گردد. دراين ميان فردي به نام كيخسرو مأمور پرستاري از ايشان مي شود واين پرستاري به گونه اي انجام مي شود كه اسپراك نجات مي يابد وكيخسرو مبتلا مي شود وصعود مي نمايد . مطالب به حضور انور حضرت عبدالبهاء عرض مي شود وبا صدور لوحي كيخسرو را مورد تقدير قرار مي دهند .
با اين وجود اعطاي عضو تكليف نيست وفرد مجبور بر انجام آن نمي باشد وحكمي در اين خصوص دركتاب مستطاب اقدس نيست ولي از طرف ديگر "عدم ذكر نفس جواز است " لذا نتيجه مي گيريم احباء مختارند با توجه به شرايط سلامتي خود و بلوغ روحاني خويش دراين قبيل موارد تصميم گيرند .

