ذكر در لغت به معناي ادا كردن و ثناي حق گفتن و دعا خواندن ...و همچنين در قرآن به خود شخص پيغمبر و به كتاب آسماني خصوصا تورات و قرآن اطلاق شده است.ازطرف ديگرذكرالله اكبر از القاب اوليه حضرت اعلي مي باشد .
نوزده هزار لغت
در عرف اديان ذكر به تكرار عبارت الهي گفته مي شود و جزء ادعيه محسوب مي گردد . دعا يا نماز علي الاطلاق چه انفرادي وچه جماعتا همواره از جمله واجبات دينيه نوع بشر بوده و هست ومعني آن گفتگو كردن و تكلم نمودن با حضرت اقدس ابهي است كه حضرتش را ضمن بركات ومراحم شكر نموده مايحتاج خودمان را از حضرتش درخواست نمائيم بنابراين تلاوت دعا نيز براي مومنين امر واجب به حساب مي آيد چنانچه حضرت بهاءالله مي فرمايند:
"اتلوا آيات الله في كل صباح و مساء ان الذي لم يتل لم يوف بعهد الله و ميثاقه والذي اعرض عنها اليوم انه من اعرض عن الله في ازل الازال ..."
و همچنين حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:"واجب است و از انسان هيچ عذري مقبول نه مگر آنكه مختل العقل " ياداراي موانع فوق العاده باشد
دعا و نيايش داراي اشكال متفاوتي چون فردي ، جمعي ، خصوصي و نيز عمومي است و همچنين مي تواند بصورت تكرار يكنواخت ادا شود . مومن با بيان اين قبيل ادعيه آرزوي قلبي فرد را بيان مي كند و طلب تأييد و عنايت مي نمايد اين قبيل ادعيه بيشتر موجب تشفي قلب و ارتباط و اتصال روحاني با مبدأ حقيقت است .
اثرات تلاوت ادعيه مي تواند تقليب و تقويت قواي دروني باشد وبراي چنين كيفيتي ويژگيهاي متفاوتي در افراد بجا مي گذارد بطوري كه دعا و مناجات گاه بصورت آرام كننده و مبلغ تسليم و سكون تعريف مي شود . فايدة نماز يا دعا متنبه ساختن قوي و منور نمودن قلوب و ضماير است و سبب درايت و استحكام اعتماد و توكل بر حضرت خالق قادر مي شود . تلاوت ادعيه سبب تقويت قواي روحاني انسان مي شود ووسيله اي است جهت طلب محبت و رحمت حق .
مركز ميثاق مي فرمايند : " قلب انسان جز به عبادت رحمن مطمئن نگردد و روح انسان جز به ذكر يزدان مستبشر نشود قوت عبادت به منزلة مصباح است . روح انساني را از حضيض ادني به ملكوت ابهي عروج دهد و كينونات بشريه را صفا و لطافت بخشد ."
همانگونه كه استنباط مي رود دعا وسيله است و هرچه هدف متعالي مي گردد وسيله نيز مهم ، حساس و عالي مي شود . بنابراين هرچه به ويژگيهاي اين وسيله پرداخته شود بيهوده نيست .
حضرت عبدالبهاء مي فرمايند : "دعا واسطة ارتباط ميانة حق و خلق است وسبب توجه و تعلق قلب هرگز فيض از اعلي به ادني بدون واسطه تعلق و ارتباط حاصل نه . اين است كه بنده بايد به درگاه احديت تضرع و ابتهال نمايد و نماز و نيازآرد . "
مائدة آسماني جلد 9 صفحة 27
ولي اين وسيله تنها جهت كسب روحانيت بكار نمي ايد بلكه اثرات شخصيتي ، عقلاني و تقويت استعدادات دارد.
حضرت عبدالبهاء مي فرمايند :"عالم ذر كه گفته مي شود حقايق و تعينات و تشخصات و استعداد و قابليات انسان در مرآت علم الهي است چون قابليات و استعدادها مختلف است . هر يك اقتضايي دارد آن اقتضاء عبارت از قبول و استدعا است ."
جزوة تفاسير وجوه آيات صفحة 13
ويژگيهايي كه دعا را از قالب گفتار معمولي جدا مي سازد وآن را مؤثر مي نمايد نحوة اجراي آن مي باشد در اين ميان مي توان به خصوصيات اختصاصي ادعيه توجه كرد . از آن جمله صفاي باطن و توجه و تمركز دعاكنندگان مي باشد كه ويژگي اخير متأثر از تكرار ذكر و دسته جمعي تلاوت نمودن است . روان شناسان در تحليل حالتهاي هوشياري به حالتي به نام مراقبه در آيين يوگا برخوردند كه شيوة آن در مذاهب مشرق زمين رايج است ايشان اعلام مي دارند:"...مراقبة متمركز كه در آن نتيجه مطلوب از راه توجه فعال به يك شئ ،يك كلمه ،يا يك فكر به دست مي آيد ..."
در توضيح اجراي چنين مراقبه متمركزي فرد عبارت يا كلمه را درحالت چهار زانو نشستن به تناوب بيان مي كند .اثرات آن به نقل از روان شناسان عبارتند از:"احساساتي كه در نتيجة تمرين با روش مراقبه به دست مي ايد :آرامش خاطر ،احساس اينكه شخص با جهان اطراف خود در صلح و صفاست و احساس خوشبختي..." فرديت شخص از راه در آميختن با موضوعي كه تفكر بر آن متمركز است از ميان برمي خيزد و حالتي از آرامش و سرور به دست مي دهد ."
زمينه روان شناسي جلد 1 صفحه 310 و 320
با توجه به اثرات رواني اذكار مي توان اذعان نمود كه فراتر از خود بيخود شدن ، به حق پيوستن است كه با بيان ذكر پر معني بيان مي گردد. از طرف ديگر تلاوت اين اذكار در جمع و به صورت دسته جمعي داراي تأثير عميق تري در روح جمع مي شود . شهيد رفيع دكتر علي مراد داوودي در نطقي دعاي دسته جمعي را مورد تحليل و بررسي خويش قرار دادند . "گاهي ادعيه انفرادي است... و گاهي اجتماعي است به اين معني كه عده اي جمع مي شوند در يك جا و يكي دعا مي خواند و ديگران با خضوع و خشوع آن را مي شنوند . گاهي همه با هم دعا مي كنند . گاهي يكي دعا مي كند و ديگران دست بر مي دارند و آمين مي گويند ومراسمي براي ادعيه دسته جمعي به وجود مي آيد كه البته در اديان مختلف تفاوت دارد ." از طرف ديگر دعاي دسته جمعي بنا به تعريف دكتر داوودي سبب تقويت قواي جمع و در نهايت تشكيل وجدان جمعي است . دكتر داوودي بيان مي دارد:"...دعا علي الخصوص وقتي كه به هيئت اجتماع صورت مي گيرد يك نوع تحصيل روح اجتماعي ، تقويت وجدان جمعي يا متوجه كردن همة افكار و همة قلوب به طرف يك مبدأ است براي تقويت بنيان جامعه اي كه اين توجه در آن حاصل مي شود يعني وقتي كه همه با هم در مجمعي مي گويند بكً يا الله يا وقتي همه با هم در مجمعي مي گويند هل من مفرجٍ غير الله... در واقع توجه همة اينها به يك مبدأ يك نوع اشتراك در توجه كه از اشتراك در اعتقاد مايه مي گيرد حاصل مي كند و پيوند اينها را با همديگر قوت مي دهد و در همين جاست كه يك نوع تأثير رواني اجتماعي ، يك نوع تأثير در جمع بوجود مي آورد و روابط را قوت و قدرت مي دهد ."
با توجه به بيانات دكتر داوودي در جهت تشديد قواي روحاني جمع ، شاهدي احلي از فرمايشات حضرت عبدالبهاء را زينت اوراق مي سازيم:"هر جا جمعي مجتمعند قوتشان بيشتر است . افراد لشكر اگر منفرداًجنگ كنند هرگز قوة يك اردوي متحد را نخواهند داشت پس اگر هيئت لشكر در اين حرب روحاني متحداً مجتمع شوند احساسات متحدة روحانيه شان مؤيديكديگروادعيه شان مقبول تر شود ." جزوه دعا و نيايش صفحه 148
با در نظر گرفتن تحقيقاتي كه تا كنون در اين زمينه شده است نصي پيرامون ادعيه دسته جمعي يافت نشده است ودرحاليكه به نظر مي رسد تلاوت ادعيه دسته جمعي منصوص حق نيست ولي بايد اذعان نمود كه تعليم حق است بدين صورت كه دراديان هميشه دعا بوده ودربارة آن تأكيد بسيار رفته است و چه بسا كه از لسان مظهر امر و جانشين او ادعيه بسيار نازل گشته و خود به دعا پرداختند و مقصود همانا تعليم مومنين بع تلاوت دعا است و در اين ميان معمولاً روش تلاوت نيز به همان سبك و سياق و طريق مظهر امر مي باشد چنانكه در تاريخ نبيل مي خوانيم :"در ايام حضور بارها از لسان مبارك شنيده شد كه مي فرمودند جميع اين نفوس كه در فتنه سنه حين به شهادت رسيدند در انبار طهران با من بودند و ماها دو دسته بوديم كه روبروي يكديگر پا در كند و گردن در زنجير بوديم و من به آنها ذكري تعليم نموده بودم كه شبها به صوت بلند خوانده مي شد يك دسته مي گفتند"هو حسبي و حسب كل شئ " ودسته ديگر در جواب مي گفتند"و كفي بالله حسيبا" به همين منوال در منتهاي شوق و اشتعال هر شب تا نيمه شب صداي ذكر مرتفع بود ."
و نيز حضرت عبدالبهاء در خصوص تلاوت "يا الله المستغاث" قائل به تكرار اين ذكر مبارك هستند و مي فرمايند:"در رفع وهم و تأثر براي نفوس ضعيفه اين ذكر را به تعداد 95 مرتبه بخوانند."
تكرار اين ذكر به عدد9 ويا كمتر نيز مطلوب دانسته شده است و حضرت ولي امرالله در كتاب انوار هدايت چاپ هندوستان به اين امر اشاره فرموده اند .
ذكر هل من مفرج از تأكيد و سفارشجمال قدم برخورداراست چنانكه ميرزا آقاجان كاتب مي گويد: "...تا آنكه بالاخره فرمودند به اين عباد بگو اين ذكر را بخوانند ،هل من مفرجٍ غير الله قل سبحان الله هوالله كل عباد له و كل بامره قائمون ، بگو اين اذكار منيعه را پانصد بار بل هزار شب و روز در حال نوم ويقظه تلاوت نمايند شايد جمال الهي كشف نقاب كند بعد دريافتم كه آن وجود اقدس نيز به لسان اطهر همين آيه را تلاوت مي فرمودند در حالي كه آثار حزن شديد بر وجه انورش محسوس و مشهود بود .
جزوه اذكار صفحه 11 و 12
معمولاً بعد از مظهر امر اولياء و اصفياء و ائمة هدي نيز دعاهايي براي مومنين ادا نمودند كه اين ادعيه از آنها مانده و به ديگران رسيده است در اين ميان معهد اعلي نيز كه مركز مصون از خطاي عالم بهايي است بنابر مناسباتي مانند يكصدمين سالگرد صعود جمال قدم آياتي از كلام حق را انتخاب فرمودند كه به نوعي مناسبت كامل با پيام خويش داشته و با توجه با اثرات دعاي دسته جمعي به صورت ادعية دسته جمعي تلاوت گرديد . اگرچه معهد اعلي به انتخاب آيات پرداختند ولي ابداع نفرمودند بلكه خلق آيات تدوينيه مختص به قوة قدسيه الهيه است كه لا اقل 1000 سال آثارش در امكان منتشر است ولي تشخيص چگونگي حفظ وحدت و انسجام جامعه و آنچه لازمة آن است با معهد اعلي مي باشد اين مركز كه مقام رهبري جامعة بهايي را داراست به منظور وحدت بخشيدن به عناصر مختلف جامعه و از طرف ديگر برانگيختن احساسات روحاني و تقليب افراد انساني در عالم امكان در پيام هاي خويش امر به تلاوت ادعيه دسته جمعي فرمودند . بديهي است انتخاب ادعيه براي تلاوت دسته جمعي مختص ايشان نه افراد احبا چرا كه انتخاب هر فرد يا مركزي ديگر با روح اتحاد منافات خواهد داشت كه البته با منظور و مقصود وآرمان ديانت بهايي كه ايجاد اتحاد است مغايرت دارد . تلاوت ادعيه دسته جمعي به شهادت تاريخ از تعاليم جمال قدم است و بيت العدل با توجه به اثرات آن و به منظور تشكيل و تقويت وجدان جمعي در اين برهه از زمان آن را تأييد و تشويق براجرا فرمودند . چنانكه در پيام رضوان 153 مي فرمايند :"...اين تحول در نحوة رفتار ايجاب مي كند كه مابين عناصر تشكيل دهنده جامعه يعني بزرگسالان ، جوانان و كودكان در فعاليتهاي روحاني ، اجتماعي ، تربيتي واداري هماهنگي ايجاد شود...لازمة اين تغيير رفتار عزم و ارادة همگاني و احساس هدف و مقصود مشترك براي ادامة حيات محفل روحاني از طريق انتخابات سالانه است لازمه اين تغيير دعا و مناجات و تبتل دسته جمعي ياران است بنابراين براي حيات روحاني جامعه لازم است كه احباء جلسات منظمي براي دعا و مناجات در حظيره القدس هاي محلي يا در محلهاي ديگر حتي در منازل خود تشكيل دهند .

